محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
194
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
حكومت نمود : متوكل در خوشگذرانى و بىحيائى و خوشمزگى و شرب خمر شهرت بسزائى داشت ، مسعودى مينويسد : « متوكل اولين خليفه بنى عباس است كه در مجلس خوشگذرانى و شوخى و چرت و پرت گفتن شركت كرد . » و سيد امير على در كتاب « مختصر تاريخ العرب » مينويسد : « در عصر متوكل آثار انحلال امپراطورى عربى اسلامى ظاهر گرديد و فساد در شئون دولت رسوخ كرده بود و دستور داده ميشد كه ديگران نيز از مفاسد تقليد نموده و انجام دهند . در عصر متوكل آزادفكران از حقوق محروم شدند » و در نتيجهء اين سهلانگارى ، تركها مسلط بر حكومت گرديده و متصدى امور شدند . فقط يك پيراهن ! ابو الفرج در « مقاتل الطالبيين » مينويسد : « متوكل حملات سختى بفرزندان ابى طالب نموده و بجمعيت آنان فشار ميآورد ، و كينه و غيظ فراوان و سوء ظن شديدى نسبت به آنان داشت و به آنان تهمت ميزد . متوكل « عمر بن فرج رخجى » را فرماندار مدينه و مكه نمود . اين فرماندار خوشطينت ! از برخورد آل ابى طالب با مردم جلوگيرى مينمود ؛ و نميگذاشت كسى به آنان كمك كند ، هركس كوچكترين كمكى به آنان مينمود ، ببدترين عقوبتها گرفتار ميشد ، و غرامت بزرگى از او ميگرفت . آنقدر آل ابى طالب تحت فشار اقتصادى قرار گرفتند كه يك پيراهن بين چندين زن سيد گردش مى - كرد ؛ و يكبيك نماز خود را با آن ميخواندند و پس از آنكه كهنه ميشد آن را وصله مىكردند و هنگامى كه براى پنبهريسى مينشستند عريان بودند ، و نميتوانستند از منزل خارج گردند . » امير المؤمنين متوكل على اللّه خواسته است كه زنهاى اولاد ابى طالب در خانه بنشينند و با يك پيراهن وصلهدار چندين نفر نماز بخوانند ، ولى زنان هرجائى اختصاصى دربار با زينتهاى طلا و لباسهاى فاخر ديبا و حرير بين زن و مرد مستمند خودنمائى كنند ! ! هارون الرشيد ميفرستد كه لباسهاى زنان سادات را بيرون آورند ولى متوكل آنقدر آنان را تحت فشار قرار ميدهد كه مجبور شوند عريان زندگى كنند ، تغيير روشها ، همدوش تغير زمان بدست قرشيها ، و فرزندان باعظمت و اشراف عرب اينطور عوض مىگردد . اولاد ابى طالب در عصر متوكل متفرق گرديدند . بعقيده بعضى از مورخين