محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

195

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

متوكل را بايد « نرون عرب » ناميد « 1 » : زيرا عده‌اى از آل ابى طالب متوارى شدند و امثال احمد بن عيسى الحسينى و عبد اللّه بن موسى الحسينى در حال توارى از دنيا رفتند و عده‌اى در اثر ديدن ظلم و جور مانند محمد بن صالح و محمد بن جعفر عليه متوكل انقلاب نمودند . متوكل بشكنجه زنده‌ها اكتفا نكرد ، بلكه قبرهاى مردگان را مورد بىاحترامى قرار داد : قبر امام حسين ( ع ) و منازل اطراف آن را خراب كرد و مردم را از زيارت بازداشت و منادى او نداء كرد كه هركس به زيارت حسين برود و دستگير گردد ، در زير زمين زندانى ميگردد ! شاعر درباره متوكل ميگويد : به خدا سوگند اگر بنى اميه فرزند دختر پيغمبر خود را مظلومانه كشتند « 2 » فرزندان پدر بنى اميه مانند آن را انجام دادند و قبرشان را خراب ساختند . « 3 » تأسف ميخوردند كه چرا در قتل او شركت نداشتند ولى پس از مرگ و پوسيدن استخوانها بجستجويشان پرداختند . « 4 » متوكل با على بن جهم ارتباط زيادى داشت ، چون نسبت بعلى ( ع ) كينه داشت . ابن جهم به مرض « ابنه » گرفتار بود ، روزى ابو العيناء وى را در حال مذمت على ( ع ) ديد ابو العيناء به او گفت : مذمت على را براى آنجهت ميكنى ، كه لواط دهنده و لواطكننده همروش قوم لوط را كشت ، و شما از دسته اول بودى كه مورد استفاده قرار ميگرفتى . ( ابن ابى الحديد ج 1 صفحه 363 )

--> ( 1 ) نرون : ( 37 - 68 ميلادى ) وى معلم خود « سينك » و مادر و زن و و برادر خود را كشت . . . نرون امپراطور رومانى فهميد عده‌اى دين مسيح را پذيرفته‌اند ، لذا آتشى روشن ساخت و زن و بچه ، و مرد را در آن ريخته و نگاه بشعله‌هاى آتش مينمود كه چگونه ملت را مىبلعد و مشغول عيش و طرب خود بود . اين‌گونه جنايات او سبب شد كه رجال مملكت او را از سلطنت عزل كنند و سپس او را ريزريز نمايند . . . ( فريد وجدى ج 10 صفحه 433 ) براى اطلاع از عمليات نرون بكتاب تاريخ كليساى قديم صفحات 147 - 152 و انسان در تكاپوى تمدن مراجعه شود . م - ز ( 2 ) تاللّه ان كانت امية قداتت * قتل ابن بنت نبيها مظلوما ( 3 ) فلقد اتاه بنو ابيه مثلها * هذا لعمرك قبره مهدوما ( 4 ) اسفوا على ان لا يكونوا شايعوا * فى قتله فتتبعوه رميما