محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

193

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

مأمون از حيله‌هاى خود خسته شد ، و كارى از پيش نبرد و آنحضرت را مسموم ساخت . « 1 » نتيجه : مأمون نسبت به حضرت رضا ( ع ) مانند پدرش هارون الرشيد نسبت به حضرت موسى بن جعفر ( ع ) بود و مانند منصور نسبت به حضرت صادق ( ع ) عمل مى كرد و همانند معاوية بن ابى سفيان نسبت به امام حسن ( ع ) بفكر مكر و خدعه بود . خونهاى اولياء و بندگان نيك خدا بخاطر حفظ سلطنتهاى استبدادى ريخته شد ، ولى اين عمل در نظر آزادمردان و اصلاح‌طلبان در راه حق و حقيقت يك عمل كوچكى بود . از اين رهگذر است ، كه ما دوست آزادمردان و اصلاح‌طلبان هستيم ، و از سلطنتهاى استبدادى بيزارى جسته و آنانرا برسميت نميشناسيم . معتصم مأمون در سال 210 هجرى از دنيا رفت و پس از آن با معتصم بيعت كردند و سلطنت او 8 سال و چند ماه ادامه داشت و پس از آن واثق بحكومت رسيد و پنجسال حكومت نمود . صاحب مقاتل الطالبيين مينويسد : « محمد بن قاسم بن على بن عمر بن على بن ابى طالب در ايام معتصم خروج كرد و مغلوب گرديده زندانى شد سپس از زندان فرار كرد و عبد اللّه بن حسين بن عبد اللّه بن اسماعيل بن عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب از پوشيدن لباس سياه كه شعار بنى عباس بود خوددارى نمود . معتصم او را زندانى كرد تا از دنيا رفت . » معتصم امام جواد ( ع ) را زندان كرد ، و مجددا آنحضرت را آزاد نمود و به دختر مأمون « ام الفضل » همسر حضرت جواد ( ع ) دستور داد آنحضرت را مسموم نمايد . همسر حضرت اين عمل را انجام داد و حضرت را مسموم ساخت . سيد محسن امين در جزء اول اعيان الشيعه مينويسد : « واثق اولاد على ( ع ) را اكرام نمود ، و نسبت به آنان نيكى كرده و اموال فراوانى به آنان داد . » متوكل پس از مرگ واثق با برادرش متوكل بيعت شد و چهارده سال و چند ماه

--> ( 1 ) آنچه مربوط به حضرت رضا ( ع ) و مأمون نقل شد مختصر شده از كتاب « عيون الاخبار » شيخ صدوق ( ره ) است . مؤلف