محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

180

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

لباسش چيزى فاصله نبود : تا اين‌كه از دنيا رفت » ( و بدين وسيله مظلوميت خود را بجهانيان اعلام كرد . ) هارون الرشيد رشيد پس از برادرش هادى در سال 170 بر مسند خلافت نشست و در 193 از دنيا رفت . شهرت جهانى رشيد و مأمون نصيب هيچيك از بنى عباس نگرديد . و از جهت سلطنت و عظمت و ترويج علوم و آداب شهرت بخصوصى پيدا كرد . داستانهاى « الف ليلة و ليلة » ( هزار و يكشب ) درباره شهرت هارون نقش خوبى بازى كرد ، و داستان‌هاى رمانى آن لباس‌هاى مختلفى از عظمت و جلالت بر او پوشانيد . شهرت هارون در موضوع ادارهء مملكت ، و بناء مساجد و دانشكده و بيمارستان و منزل و پل و راه شوسه و نهر منتسب بمهارت برامكه است كه امور مهم مملكت بدست آنها در عرض 17 سال سپرده شده بود و همين عمليات شايسته آنان سبب هلاكت و نزول نكبت بسر آنان شد ، و بدست رشيد نكبت برامكه وارد گرديد . گرچه داستان « عباسه » و جعفر برمكى و آبستن شدن عباسه بطور محرمانه ، شهرت دارد ، ولى اين سخن را براى سرپوش نهادن بر جنايت و تصحيح كردن ظلم و شكنجه ساخته اند : بيشتر مورخين نوشته‌اند كه هارون نميتوانست از عباسه خواهرش و جعفر دور باشد . عباسه و جعفر را ازدواج نمود و با آنان شرط كرد كه اين ازدواج نبايد اثر خارجى ( اولاد ) پيدا كند و بايد فقط در مجلس هارون باهم باشند ولى عباسه علاقه‌مند بجعفر بود و آنچه زنان طالب آن هستند از جعفر مطالبه ميكرد ؛ و بالاخره در اثر حيله‌اى توانست به مقصود برسد و از اين راه پسرى آورد . موقعى كه هارون مطلع شد نكبت را متوجه برامكه نمود . كسى كه اين داستان را جعل كرده فراموش كرده كه بر آن اضافه كند كه رشيد بىشعور بود و عواقب اين ازدواج را نميدانست ! صاحب كتاب شافيه ابى فراس از كتاب « ثمرات الاوراق » نقل مىكند : « رشيد اول خليفه‌اى بود كه با چوگان و نرد و شطرنج‌بازى كرد . » سياست هارون نسبت به اولاد على ( ع ) و پيروانش اين بود كه فرزندى از على ( ع )