محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
172
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
منصور زنده است آن را باز نكند ، آنگاه كه منصور از دنيا رفت و مهدى درب اطاق را باز كرد ديد كشتگانى از آل ابى طالب در آن موجود است ، كه سلسلهء نسب آنان روى كاغذى نوشته شده و بگوششان آويزان است و در بين آنان بچه نيز ديده مىشود . صاحب كتاب « النزاع و التخاصم » مينويسد : « اين گونه جنايات چه ربطى به عدالت و دين محمد ( ص ) و روش رهبران دينى دارد ؟ ! » « اين قساوت قلب و شكنجهها چه ربطى با نزديكى و خويشاوندى با رسول مهربان اسلام دارد ؟ ! » « به خدا سوگند اين اعمال مربوط بدين نيست ، بلكه اين اعمال در رديف قول خداى تعالى است كه ميگويد : « اى منافقين موقعى كه فرماندار شديد ، ميخواهيد در روى زمين اخلالگرى كنيد و قطع رحم نمائيد ؟ ! اين دسته ملعون خدا هستند و خدا آنان را كور و كر مىنمايد . » ( آيه 25 - 26 سوره محمد ) « 1 » اين است روش كسى كه فكر مىكند ايمان به خدا و روز قيامت و قرآن خدا دارد ، و معتقد است كه امير المؤمنين و خليفه خداى جهانيان و فرزند عموى پيغمبر است ؟ ! اين جنايات وحشيانه و گرگمنشانه از كسى است كه لقب براى خود درست كرده و دم از نسبت با رسول خدا مىزند . امام صادق ( ع ) و منصور اول كسى كه حضرت امام ششم ( ع ) را ملقب بصادق نمود منصور بود : زيرا پيشگوئى آنحضرت را درباره سلطنت خود صحيح يافت و كشته شدن محمد و ابراهيم دو فرزند عبد اللّه بن الحسن را كه حضرت صادق ( ع ) خبر داده بود منصور ميكشد منصور كشت و صدق گفتار حضرت روشن گرديد . امام صادق ( ع ) در عصر منصور بپيروان خود دستور سكوت ميداد و ميفرمود : « عليكم بالطاعة و الصمت فانكم فى سلطان من مكرهم لتزول منه الجبال » : بايد سكوت كرده و اطاعت كنيد : زيرا شما در تحت اختيار سلطانى هستيد ، كه از مكر آنان كوهها درهم ميريزد . « 2 »
--> ( 1 ) ترجمه فوق از مجمع البيان ج 9 ص 104 اقتباس گرديد . م - ز ( 2 ) گرچه امام ( ع ) دستور بسكوت ميداد ، ولى مقصود آنحضرت اين بود كه بفكر ربودن سلطنت از دست بنى عباس نيفتيد ، و همانطوريكه قيام كرديد -