محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
162
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
و مشغول خوردن غذا شد ، و آنان در زير فرش او آخرين نفس خود را ميكشيدند و فرياد ميزدند . هنگاميكه خوردن غذا تمام شد گفت : تاكنون غذائى گواراتر و بامزهتر از اين نخورده بودم . بنى اميه مستحق كشته شدن بودند ، ولى دعوت آنان بمهمانى ، و كشتن آنان و غذا خوردن روى اجسادشان ، علامت جنايتكارى و رذالتى است كه بنى اميه نيز به آن متصف بودند . بسيارى از مردم و در رأس آنان شعراء ، بنى عباس را برميانگيختند كه خون بنى اميه را بريزند ( لذا زحمت ميكشيدند كه با كوچكترين مناسبت جنايات بنى اميه را بطبقه حاكمه تذكر بدهند ، تنها فرزندان على ( ع ) بودند كه بنى عباس را از اسراف در خونريزى بنى اميه منع ميكردند ، و براى حفظ باقيماندهء آنان عذرتراشى مينمودند ! گرچه بيشتر جنايات بنى اميه متوجه اولاد على ( ع ) بود ، ولى فرزندان مؤمنين اصحاب عقيده و دين هستند آنان جزء پيروان شهوت و غرض نيستند : زيرا اين جمعيت فرزندان كسى هستند كه از عمرو بن عاص در صفين گذشت نمود ، و در جنگ جمل از مروان صرفنظر نمود و بعد از آنكه معاويه از آب منعش كرده بود و مسلط به آب شد ، بمعاويه آب داد و فرمود : اذا قدرت فاجعل العفو شكرا على المقدرة آنگاه كه بر دشمن پيروز شدى عفو را شكر پيروزى خود قرار بده . روش اولاد على ( ع ) تازگى ندارد ؛ زيرا اين عده خاندان عدالت و تقوى هستند . براى نمونه : ابن اثير در ج 1 صفحه 34 مينويسد : « موقعى كه داود - يكى از فرمانداران بنى عباس - خواست بنى اميه را از زمين مكه و مدينه براندازد عبد اللّه بن الحسن بن حسن بداود گفت : اگر بنى اميه را بكشى قدرت خود را بخرج چه كسى ميدهى ؟ « آيا براى عذاب آنان كافى نيست كه شما را صبح و شام بر اريكه قدرت بهبينند و خود را در ذلت و خوارى مشاهده نمايند ؟ داود نپذيرفت و همه آنانرا كشت » انتظار ميرفت كه سفاح اولاد على و پيروان آنحضرت را مورد تفقد قرار داده و آنانرا بر ديگران مقدم دارد : زيرا اولاد على و بنى عباس براى نابودى بنى اميه همپيمان بودند و در يك صف واحد نبرد ميكردند و بنى عباس از عنوان آنان استفاده كرده و براى فريب مردم ميگفتند : ما طرفداران اولاد على ( ع ) هستيم : علت اين بود ، كه اولاد على ( ع )