محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

12

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

ديدن جسارت و تجاوز بناموس و مال و بالاخره بعقائد است . بخاطر نديدن خير و خوبى است . گرچه خوشگذرانى و خودسرى كم و بيش در هر عصرى رواج داشته است و خونخوارى در هر عصرى به چشم مىخورد ؛ ولى از دولتهائيكه خود را دينى مى دانند و يا ميگويند مروج دين هستيم ، شگفت‌آور است . آرى تعجب است كه دست بعمليات خودسرى و ديكتاتورى بزنند ! راستى حكومتهاى بنى اميه و بنى عباس كه سرگذشت آنان در اختيار شما قرار ميگيرد ، خونها ريختند و آدمها خوردند ، ولى همه را بنام اسلام و مسلمين قلمداد كردند ، بعنوان اينكه جانشين و سايه خدا هستيم ، هزاران جنايت كردند آرى خود را باسلام بستند و هزاران لكه بدامن اسلام نشاندند . اگر جنايات امثال بنى اميه و بنى عباس نبود ، كجا ميتوانست منتسكيو بگويد : « زمامداران و سلاطين اسلامى با خونسردى مردم را بقتل ميرسانند و از ملت خود دور هستند . اما در مذهب مسيح سلاطين با خونسردى سبب مرگ مردم نمىشوند و چون بواسطه آميزش با جامعه حجب و حياى آنها زيادتر مىشود خونخوارى آنان كمتر مىباشد . » « 1 » آرى زمامداران مسلمانان خود را مسلمان ميدانند ولى عمليات آنان با اسلام فرسنگها تفاوت دارد ، و سبب شده است ، ملتهاى ديگر ، اين عمليات را به حساب اسلام بگذارند و اسلام را يك دين خونخوارى ، قلدرى و شمشيرى معرفى كنند . بخاطر رفع همين تهمتها و زدودن اين لكه‌هاى ننگ بوده است ، كه شيعيان از صدر اسلام عليه بيدادگرى و تجاوز خونخواران و جنايتكاران در گوشه و كنار ممالك اسلامى با همت بزرگ و قدمى استوار در نبرد بوده و مىباشند . به همين مناسبت نويسندهء شيعه و لبنانى كتاب خود را بنام الشيعة و الحاكمون ناميده است و در ضمن مقدمه مىگويد : مقصود من از حكومتها ؛ زمامداران ديكتاتور و خودسر است . مترجم نيز از اين نام تبعيت كرد . ديماه 43 - م - ز

--> ( 1 ) روح القوانين چاپ پنجم صفحه 669 - 670