محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
13
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
مقدمهء چاپ اول بنام خدا زمامداران خودسر سؤال چرا گاهى بشر آنقدر آسمانى مىشود كه براى اينكه « گودرى » ( سگ فضانورد شوروى ) در معرض خطر قرار گرفته تظاهرات برپا نموده و از اين سگ حمايت مىكند ولى همين حاميان حيوانات گاهى آنقدر بيباك مىگردند كه دست بقتل و غارت و خونريزى زده و آزادمردان را زير رگبار مسلسل ميگيرند ، و بمبهاى ميكربى و آتشزا كه از پول ملت تهيه شده براى نابودى آنان مصرف ميكنند مساجد و قريهها را زير انفجار بمب قرار داده و جويهاى خون به راه مياندازند و ارزشى براى بشر قائل نيستند ؟ ! چرا با آنكه ، آنقدر دم از علم و صنعت ميزنند و بنام تأسيس و توسعهء دانشگاهها و تشريفات سازمان فرهنگى جهانى « يونسكو » و . . . بودجههاى هنگفتى از دسترنج مردم فقير صرف ميكنند ، و خود را حامى علم و صنعت مىدانند ناگهان همين مراكز علمى را مورد حمله قرار داده و ذخائر فكرى ملت را زير رگبار مسلسل مانند گل پرپر نموده و همانند برگ خزان روى خاك ميريزند ؟ ! چرا زمامداران داد طرفدارى از ملت و تهيه آسايش آنانرا ميزنند ولى ناگهان همين ملت ؛ كه تا ديروز سنگ طرفدارى آن به سينه مىخورده است زير چرخهاى تانك و زرهپوش ريزريز گرديده ، و يا در باتلاقها آنانرا آتش ميزنند و يا زندهزنده زير خاك نموده ! و يا به دريا ميريزند ؟ ! چرا زمامداران ؛ گاهى آنقدر متدين مىشوند ، كه بكليسا و مسجد قدم نهاده و به زيارت قبور پيشوايان دينى خود رفته ، و نسبت بپيشوايان دينى احترام ميگذارند ، ولى ناگهان دينرا عامل عقبافتادگى دانسته و آن را مىكوبند و