محمد جواد مغنية ( مترجم : سيد عبد الرزاق سيادت )

95

فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى )

وجودش چنگ انداخته و بر وى مستولى است كه فضيلت و دارندگانش را به ريشخند گرفته و توانگران و قدرتمندان را ارج مىنهد . روزى مرد توانگر و فراخ دست سپيد جامه‌اى خدمت پيامبر اكرم ( ص ) رسيد . مردى بينوا با جامه‌اى چركين نيز وارد شد و در كنار وى نشست . مرد توانگر دامن خود را از وى گرفت و پنهان نمود . رسول خدا ( ص ) فرمود : آيا بيم داشتى كه بخشى از بينوايى وى به تو رسد ؟ گفت : خير . گفت : از چركين شدن جامه‌ات هراسيدى ؟ گفت : خير . گفت : پس از چه رو بدان عمل دست يازيدى ؟ گفت : اى رسول خدا ، همنشينى دارم كه زشت را بر من نيكو و نيكو را زشت جلوه مىدهد . من نيمى از دارايى خود را به اين مرد مىدهم . پيغمبر ( ص ) به مرد بينوا گفت : مىپذيرى ؟ بينوا گفت : خير . توانگر گفت : چرا ؟ گفت : بيم دارم آن چه بر تو رفت بر من نيز برود و اهريمن آنچه برايت نيكو جلوه داد همان را بر من جلوه دهد . « 1 » خوراك على روزى يكى از ياران حضرت بر او وارد شد و امام را ديد كه قدحى شير در كنار داشت كه بوى ترشيدن گرفته بود و در دستش قرص نانى بود كه گرده جو بر آن آشكار بود و امام قطعه‌اى نان مىشكست و در شير مىريخت . امام به وى گفت : نزديك آى و در بقيه خوراك ما همراه شو . آن مرد نپذيرفت و به فضه خدمتكار امام ( ع ) گفت : از خدا نمىهراسيد كه با اين پيرمرد چنين مىكنيد ؟ آيا

--> ( 1 ) - كافى : 2 / 263 ح 11 .