محمد جواد مغنية ( مترجم : سيد عبد الرزاق سيادت )

27

فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى )

--> 1 / 209 ، كشف الغمه : 2 / 105 ، العدد القويه : 195 ، جواهر المطالب فى مناقب الامام على ابن دمشقى : 1 / 156 ، ينابيع الموده : 1 / 138 همچنين بنگريد به گفتگوى ميان فاطمه ( س ) و خليفه نخست كه از عايشه چنين نقل شده كه گفت : پدرم را شنيدم كه مىگفت : رسول خدا ( ص ) فرمود ما جماعت پيامبران ارث بجا نمىگذاريم ، آن چه وا مىگذاريم صدقه است . امام يحيى بن حسين بن قاسم در كتاب تثبيت الامامه بر اين مطلب تفسيرى دارد كه متن آن چنين است : « و چنان‌چه از همه كسانى كه از صحابه حديث نقل كرده‌اند بپرسيم كه آيا كسى از شما از اصحاب محمد ( ص ) روايت كرده كه آنان آنچه را رسول خدا ( ص ) به ابو بكر گفته است شنيده باشد ؟ خواهند گفت : خدا را گواه كه خير . پس از آن اسناد فراوانى از عايشه و از ابن عمر وارد شده كه افراد نادان به دليل علاقه به جمع‌آورى چيزهاى فراوان و بىارزش به گردآورى آن پرداخته‌اند : . هنگامى كه در اصل احاديثى كه اسناد آن را به عايشه از پيامبر ( ص ) داده‌اند ، نگريستيم ديدم كه عايشه مىگويد : از ابو بكر شنيدم ، و ابن عمر مىگويد از ابو بكر شنيدم كه مىگفت رسول خدا ( ص ) فرمود : ما جماعت پيامبران ارث بجا نمىگذاريم ، آن‌چه وامىگذاريم صدقه است . نتيجه آن‌كه اين اسنادهاى مختلف به يك اصل باز مىگردد و آن اين است كه هيچ‌كس از صحابه پيامبر ( ص ) نيست كه گفته ابو بكر را درمورد ميراث مورد تاييد قرار دهد . ابو بكر با حديثى كه اسناد آن را به پيامبر ( ص ) رساند ، فاطمه را اين‌گونه از ميراث خود محروم كرد . اين خبر با آنچه در كتاب خدا آمده و نيز با حكم خدا در ميان بندگانش متناقض است . پس واى بر كسانى كه تلاش دارند نشان دهند كه رسول خدا ( ص ) آن‌چه را كه از آيات محكم خداوند دريافت كرده نقض مىكند . در گفتار فاطمه ( س ) خطاب به ابو بكر بيانى است براى كسانى كه از خداوند بزرگ بيم دارند : آيا در كتاب خدا آمده كه تو از پدرت ارث برى اما من نبرم ؟ همانا كارى شگفت پيش آورده‌اى ! و از پيش وى برون آمد .