محمد جواد مغنية ( مترجم : سيد عبد الرزاق سيادت )
26
فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى )
« أَنْفُسَنا » تعبير نمود كه تفصيل آن در فصل آينده خواهد آمد ، اما آنچه مىآيد نمونهاى است از اينكه خاندان پيامبر ( ص ) تصويرى از وى هستند : عايشه گفت : « هيچكس از خلق خدا را در كلام و سخن شبيهتر از فاطمه به پيامبر ( ص ) نديدم . » « 1 » همچنين راويان و مورخان آوردهاند كه فاطمه ( س ) جهت مطالبه فدك به پيش ابو بكر رفت در حالى كه چون رسول خدا ( ص ) گام برمىداشت و گفتارش همانند او بود ، پس هنگامى كه مسلمانان وى را ديدند پدرش را به ياد آورده و به گريه افتادند و آن روز روزى بود همانند روز مرگ رسول خدا كه جز آن ، كسى مردمان و زنان را آنچنان گريان نديده بود . « 2 »
--> ( 1 ) - سنن ابى داود : 4 / 355 ح 5217 ، السنن الكبرى : 5 / 392 ح 9237 ، الادب المفرد : 1 / 337 ، تقبيل اليد : 1 / 91 ح 26 ، الذريه الطاهره : 1 / 99 ح 181 ( 2 ) - فدك در تاريخ اسلام داراى نقشها و اخبارى است كه خلاصه آن چنين است كه فدك روستايى در حجاز و از آن يهود بود كه بر سر آن با رسول خدا صلح نمودند و پس از انتقال به رسول خدا وى آن را به فاطمه بخشيد . در كتاب « الدر المنثور » سيوطى در تفسير آيه ( وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ ) « حق نزديكان را بپرداز » اسراء : 26 آمده است كه : رسول خدا فاطمه را فراخواند و فدك را به وى داد . . . پس از مرگ پيامبر ( ص ) ، ابو بكر آن را از فاطمه ستاند . نگا ، الدر المنثور : 4 / 177 لباب النقول سيوطى : 123 . عمر در عهد خود آن را به دخت پيامبر ( ص ) بازنگرداند و عثمان آن را به مروان حكم بخشيد . به روزگار عمر بن عبد العزيز وى آن را به فرزندان فاطمه بازگرداند سپس يزيد بن عبد الملك دوباره آن را گرفت و مدتى بعد سفاح عباسى آن را به فاطميان بازگرداند . بعدها منصور آن را از ايشان باز گرفت و مامون به آنان بازگرداند تا روزگار متوكل كه بار ديگر فدك را از آنان بازپس گرفت و روزگار فاطميان با فدك به پايان رسيد . نگا : الكامل فى التاريخ : 5 / 191 ، ميزان الاعتدال : 3 / 135 ، بشاره المصطفى : 353 ، فتح القدير : 3 / 224 ، اعلام الورى باعلام الهدى :