محمد جواد مغنية ( مترجم : سيد عبد الرزاق سيادت )
172
فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى )
روزى در زمان خلافت امام ( ع ) ، شخصى بنام خرّيت بن راشد از بنى ناجيه كه همراه امام در صفين حاضر بود ، به امام گفت : من فرمان تو را گردن نمىگيرم و پشت سرت نماز نمىآرم و فردا تو را ترك خواهم كرد . امام ( ع ) به او گفت : هرآنچه را از شبهه پيرامون من دارى بازگو و بر من است كه آنها را بزدايم و حق را جايگزينش سازم . ابن راشد گفت : فردا نزد تو خواهم آمد . امام گفت : اگر از من رهنمود خواستى ترا به راه درست رهنمون خواهم شد . سپس وى را از تعرض به ديگران نهى فرمود و گفت در صورت دست يازيدن به اين كار وى را تنبيه و قصاص خواهد كرد . مردى به امام ( ع ) گفت : چرا اينك پيش از آنكه بيرون شود و در زمين فساد كند دستگيرش نمىكنى ؟ امام ( ع ) فرمود : اگر چنين كارى را با هرمتهمى بكنيم زندانها آكنده خواهد شد و نمىتوانم كسى را تا پيش از آنكه ستيزهاى پيش آورد ، كيفر نمايم . امام ( ع ) روز ديگر به انتظار آمدن خريت نشست اما او نيامد . خريت سى سوار همراه خود داشت كه قصد پيوستن به خوارج را داشتند و از وى بيمناك بودند . امام ( ع ) يكى از ياران خود را براى جستجوى وضع ايشان راهى كرد . هنگامى كه مرد بازگشت امام فرمود : آيا به باور رسيده و پابرجا ماندند يا بيمناك گشته و كوچيدند ؟ مرد گفت : اى امير مؤمنان كوچ كردند . امام ( ع ) گفت : دور باشند همانگونه كه قوم ثمود دور گشت . . . « 1 »
--> ( 1 ) - داستان خريت بن راشد و خروج وى بر امام على ( ع ) : امام گردانى را به سركردگى معقل بن قيس رياحى براى جنگ با او و همقطارانش ارسال كرد . گردان امام وى را در سيف البحر در سرزمين فارس يافت و از وى خواست توبه كند كه پس از رد توبه از سوى وى ، جنگ آغاز و خريت و بسيارى از يارانش كشته شدند و هرچه از زنان و مردان و كودكان در ركاب وى بودند و تعدادشان به پانصد مىرسيد اسير گشتند . هنگام بازگشت ، معقل با اسيران خود بر مصقله بن هبيره