محمد جواد مغنية ( مترجم : سيد عبد الرزاق سيادت )

170

فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى )

ديگر اينكه تدوين فلسفه و ترجمه آن در عهد عباسى نمايان‌گر اين است كه ( نهضت ) تدوين و ترجمه در آن عصر صورت گرفته و اين درست نيست كه بگوييم مسلمانان ( تا آن هنگام ) از علوم و فلسفه ديگران آگاهى نداشتند . زيرا فتوحات اسلامى و آميزش و تعامل با بيگانگان از خلافت عمر بن خطاب و پيروزى مسلمانان بر روم و ايران آغاز شد و درپى آن با سورىها و لبنانىها و مصريان پيوندهايى برقرار شد و در مدرسه اسكندريه كه مركز ميراث عقلى بود تا روزگار عمر بن عبد العزيز آموزش برقرار بود كه از آن زمان به انطاكيه منتقل شد . بيزانس هم كه به مجادلات الهى و عقيدتى معروف بود ارتباط تنگاتنگى با مسلمانان داشت . پس اينكه گفته مىشود مسلمانان با علم كلام در عهد عباسى ناآشنا بودند ، ريشه در نوعى جنبش فكرى داشت كه در صدر نخستين اسلام آغاز شده بود اما اين حيات فكرى در عهد صحابه مانند دوره عباسى گسترش نيافته بود ، همانگونه كه درمورد تدوين حديث و تفسير نيز وضع بدين‌گونه بود . به عبارت ديگر اين علوم قبل از ( نهضت ) تدوين ، هم وجود داشتند و هم براى اهل آن مشهور بودند و منطق حوادث اين آهستگى و پيوستگى ( در پيشرفت ) را ناگزير و اين حقيقت را ثابت مىكند زيرا پيشرفت ناگهانى و بيكباره محال و ناممكن است . اين را از اين‌رو نمىگوييم كه ثابت كنيم امام ( ع ) از ايرانيان يا روميان چيزى برگرفته بلكه برآنيم كه اين خطاى متداول را تصحيح كنيم كه ( گمان مىرود ) مسلمانان عموما در روزگار صحابه و تابعين با فلسفه ناآشنا بودند . و گرنه پيامبر ( ص ) هرآنچه را از دانش‌هاى دنيا و دين داشت به نص صريح حديث شريف « انا مدينهء العلم و على بابها . » « 1 » در گوش على ( ع ) گفت و مردم دانش از

--> ( 1 ) - منابع آن قبلا ذكر شده است . من شهر علمم و على دروازه آن شهر است .