محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

50

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ولى كوتاهى نمىكند . « 1 » 25 - و قال عليه السلام : « ما أضمر أحد شيئا إلّا ظهر في فلتات لسانه و صفحات وجهه . » ترجمه : كسى چيزى را در دل پنهان نمىكند ، جز آن‌كه در لغزش‌هاى زبان رنگ و رخسارش ، آشكار خواهد شد . شرح : براى بيان حالت‌هاى درونى راه‌هايى وجود دارد . از جمله : سخن گفتن ، نوشتن ، اشاره كردن ، رقص ، نقاشى ، آواز ، نگاه‌هاى چشم ، لبخند دهان ، حالت صورت ، اخم ، اشك و . . . حتى در مواردى سكوت نيز وسيله اظهار حالت درون است و البته سخنانى كه انسان ناخواسته بر زبانش جارى

--> ( 1 ) . ابن ابى الحديد مىگويد : كلام امام عليه السّلام هشدارى است به عذاب استدراج . خداوند سبحان مىفرمايد : وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ ( و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند ، به تدريج ، از جايى كه نمىدانند گريبانشان را خواهيم گرفت ) اعراف / 7 : 182 . بنده گنهكار و فريفته گمان مىكند نعمت‌هاى پىدرپى به سبب خشنودى از او است ؛ غافل از اين‌كه كيفر استدراج به سراغش آمده . اگر كسى بپرسد : چگونه استدراج با عدل خداوند مىسازد ؟ مگر نه اين است كه در استدراج ، بنده با وجود گناهان بسيار ، مىپندارد خداوند از او خشنود است ! آيا در اين صورت ، نعمت‌هاى پياپى مفسده انگيز نيست و سبب اصرار بر گناه نمىگردد ؟ در پاسخ مىگوييم : هرگاه مكلف به زشتى كار خود آگاه بوده و يا توان آگاهى بر آن را داشته باشد ، ولى بر گناه پافشارى كند ، نعمت‌هاى فراوان هشدارى براى او به شمار مىروند . تصور كنيد شخصى در دربار پادشاهى كار مىكند ولى به او چندان وفادار نيست و مىداند كه پادشاه از حال او خبر دارد . با اين حال ، نعمت‌هاى پادشاه به سويش سرازير مىشود . آيا نبايد به هوش آيد و از خود سبب اين‌همه نعمت را بپرسد ؟ آيا در پس پرده توطئه‌اى در كار نيست ؟ شرح نهج البلاغه ، ج 18 ، ص 137 . در الدر المنثور نيز آمده است : هر نعمتى كه بنده را به خدا نزديك نكند ، محنت است . ج 3 ، ص 12 .