محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

43

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

چون ابرها مىگذرند ، پس فرصت‌هاى نيك را غنيمت شماريد . شرح : ترس از خدا لازم و مقام انسان‌هاى الاهى است . ترس از گفتار و كردار غير عالمانه نيز نيكو و زيبا است و از ويژگىهاى دانشمندان و پرهيزكاران به شمار مىرود . جز اين دو ، هرگونه ترس ديگرى نشان از سستى و بزدلى است . به آن‌چه دلت گواهى مىدهد عمل نما و به گفته ديگران اعتنا نكن . « 1 » اگر از ترس گفتار ديگران ، از كارى خوددارى كنى در همه زندگى منفعل و سست خواهى شد ، چرا كه هيچ‌گاه از زبان مردم در امان نخواهى بود ؛ گرچه از آنان دورى كنى . خدا را سپاس مىگويم كه مرا از اين درد نجات بخشيد كه اگر مىخواست گرفتار مىشدم . پيش از اين در حكمت 3 درباره اين موضوع گفته شد كه : « ترس نقصان است . » « 2 » ( و الحياء بالحرمان ) شرم با محروميت همراه است . شرم از كارى كه با دين و عقل تأييد نشود و با كرامت و جوانمردى نسازد ، اصل و جوهر دين است . روش پيامبران و اخلاق انسان‌هاى شريف و منيع الطبع هم جز اين نيست . در مقابل ، شرم از كارهاى حلال و به ويژه سودمند براى مردم ، نشان از ناتوانى ، ترس ، خوارى و فرومايگى است . چنين خلقى ، همان خلق انسان‌هاى ناتوان و ترسو است . مقصود امام عليه السّلام نيز همين گونه از ترس است . از ديگر فرموده‌هاى ايشان آن است كه « سخن بگوييد تا شناخته شويد . زيرا

--> ( 1 ) . در مثل آمده است : « هركس اقدام كند پشيمان نمىشود . » نك : شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 131 . ( 2 ) . « الجبن منقصة » .