محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

19

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ظرفيت‌هاى ويژه خود و مؤثر بر احوالش ، هماهنگ نيست و از مخالفت با آن جز حسرت و آه بر نمىچيند . يكى از جوانان دانشگاهى را ديدم كه با تكبر برخى كارها را ترك گفته و آن را كوچك مىشمرد ، چرا كه - به گمانش - مايه ننگ و خدشه‌دار شدن كرامتش بود . او به دنبال شغل طبقات عالى و بزرگ زادگان مىگشت و در پس هر كس كه اميد به يارىاش داشت ، به جست‌و جو و له له زدن مىپرداخت تا آن‌كه با نااميدى به همان چيزى بازگشت كه از آن شرم داشت . با افسوس آن را جست‌وجو كرد ، ولى فرصت ، از دست رفته و راهى براى بازگشت نبود . اين چنين از كار افتاده و زيان‌كار از پا نشست ، زيرا مىخواست بيش از توانش بپرد . حكمت پروردگار نيز چنين معين شده كه هركس روزى معلوم خويش را رد كند دچار محروميت گردد . همچنين بسيارى از جوانان دانشگاهى را ديدم كه بعضا مدرك دكترا داشتند ، ولى واقعيت را پذيرفته و شغل يك كارمند ساده را ننگ نمىدانستند . با صبر و گذشت زمان ، يكى از آنان مدير كل و ديگران هر يك استاد دانشگاه ، رئيس شركت و قاضى عالى شدند . به عقيده من تنها راز موفقيت آنان رضا و خشنودى است ؛ چيزى كه از نمودهاى سپاس و شكر پروردگار است و او نيز وعده خويش را در مورد آنان عملى ساخت : « اگر نعمت مرا سپاس گوييد بر نعمت شما مىافزايم . » « 1 »

--> ( 1 ) . لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ابراهيم / 14 : 7 .