محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

18

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

و الآداب حلل مجدّدة و الفكر مرآة صافية . » ترجمه : رضايت و خرسندى چه همنشين خوبى است ! دانش ، ميراثى گرانبها ، صفات پسنديده زيورهاى هميشه تازه و انديشه ، آينه‌اى شفّاف است . شرح : ( نعم القرين الرّضي ) براى كسب روزى تمام تلاش خود را به كار گير و بر قضا و قدر تكيه نكن . هرگاه تلاش نمودى و به روزى حلال دست يافتى به آن راضى باش ، ناخشنود مشو و آن را رها مكن ؛ گرچه كمتر از انتظارت باشد . از قديم گفته‌اند : « مقدار ممكن به خاطر ناممكن ترك نمىشود . » « 1 » چگونه ترك شود در حالى كه كم داشتن بهتر از هيچ نداشتن است . هر اندازه كه امكان دارد برگير و براى رسيدن به بالاتر منتظر فرصت باش . در به دست آوردن چيزى پيش از آنكه زمانش فرا رسد شتاب مكن ، زيرا همه كارها وابسته به زمان خود هستند . گمان نمىكنم هر آفريده‌اى به هر موفقيتى كه آرزو دارد برسد . تنها كسانى كه خود را براى تسليم و خرسندى به چيزهاى ممكن آماده مىكنند و براى آنچه واقع نشده افسوس نخورده و از آن‌چه روى داده غمگين نيستند به موفقيت مىرسند . رضايت از واقعيت همان مقصود امام عليه السّلام است و آن را اين‌گونه مىستايد : « رضايت چه خوب هم نشينى است ! » زيرا صاحبش را از سرگردانى ، اضطراب ، غم و خشم بىفايده مىرهاند . كوتاه سخن اين‌كه ، بدبختى انسان گاه به سبب عوامل درونى و به دست خود او است ، نه عامل خارجى و قضا و قدر . او با

--> ( 1 ) . عوائد الايام : 88 ؛ عوالى اللئالى : 4 / 58 ، ح 205 ؛ جامع المقاصد : 1 / 372 .