محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

11

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

پيش كشيده است ؟ دور است از امامى كه خود را وقف حقيقت كرده و جان خويش را در اين راه داده ، به فرار از جهاد با باطل و فساد فرمان دهد . همه ما فرزندان جامعه علمي دينى ، اين حكمت را همچون سوره اخلاص از بر و روايت كرده و به آن سفارش مىنماييم ، ولى بهره ما يا بيشتر ما از اين كلام چيست ؟ . . . جز اين نيست كه برداشت اين عده ، تأييدى براى رهبران سركش بوده و منطقش آن است كه : « من مىخواهم زندگى كنم . » يكى براى برآوردن شهوت رئيس خود بيانيه‌اى زهرآلود و فتنه‌انگيز را امضا مىكند . فردى ديگر به سود بنگاه‌هاى تجارى و سازمان‌هاى اطلاعاتى دست به فريب و تزوير مىزند و فرصت‌طلبى خواسته هر جانورى را اجابت مىكند . راز ضعف روز افزون جامعه ما و افزايش جاهلان و دغل‌بازان را در همين نكته بايد جست . 2 - و قال عليه السلام : « أزرى بنفسه من استشعر الطّمع و رضي بالذّلّ من كشف عن ضرّه و هانت عليه نفسه من أمّر عليها لسانه . » ترجمه : هركس جان را با طمع‌ورزى بپوشاند ، خود را پست كرده و آن

--> - كشيدن به سود او ، نهى از منكر و جانفشانى براى آشكار نمودن حق و عزت دين واجب است . جمل و صفين نمونه‌هايى از اين دست بوده‌اند . در حديثى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ، فتنه به معناى اعم آن آمده است : خداوند ، پس از من جهاد در فتنه‌ها را بر مؤمنان واجب فرمود ؛ چنان‌كه بر آنها لازم بود تا با من به جنگ با مشركان بپردازند . از ايشان پرسيدند : آن فتنه چيست ؟ فتنه گروهى كه به توحيد و رسالت شما گواهى مىدهند ؟ پاسخ فرمود : [ آنان ] امر مرا كنار نهاده ، در دين بدعت مىگذارند و خون خاندان مرا حلال مىشمارند . نك : دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص 389 ، چاپ 1383 ه .