محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
10
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
اهدافشان از تو بهرهبردارى نكنند . امام عليه السّلام در اين حكمت درباره حقيقت و اهل آن سكوت كردهاند . معناى سكوت ايشان آن نيست كه از وارد شدن در جايگاه اهل حق و يارى رساندن به آنان نهى فرموده و دو گروه را يكسان دانستهاند . هرگز و هزار بار هرگز ! زيرا چنين كلامى تنها دلالت منطوق داشته و مفهوم ندارد . افزون بر اين ، گفتارها و سفارشهاى امام عليه السّلام مبنى بر يارى رساندن به حق بىشمار است . نمونه آن فرمايش ايشان در نامه 47 به دو فرزندش حسن و حسين عليهما السّلام است : « دشمن ستمگر و ياور ستمديده باشيد . » « 1 » همچنين است نكوهش حضرت نسبت به كسانى كه همراه او با ناكثان نجنگيدند مبنى بر اين كه آنها به حق يارى نرسانده و باطل را نوميد نكردند . مقصود از اين حكمت بر بسيارى از شارحان مخفى مانده و در آن سرگردان شدهاند . آنان چنين فهميدهاند كه امام عليه السّلام از ما خواسته است تا در روزگار فتنه و باطل سكوت كرده و هرگاه ديديم گروهى پيرو باطل و عدهاى ديگر مخالف آن هستند ، كنارهگيرى اختيار كنيم . يكى از شارحان تا بدانجا پيش رفته كه گفته است : « امام عليه السّلام خواسته تا انسان در روزگار فتنه ناتوان بوده و در پى زياد كردن مال نباشد ! » « 2 » روشن نيست وى به چه دليل موضوع مال را
--> ( 1 ) . « كونا للظّالم خصما و للمظلوم عونا » . ( 2 ) . نك : تاريخ بغداد ، ج 14 ، ص 305 ؛ اسد الغابة ، ج 1 ، ص 297 ؛ نيز نك : شرح ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 82 كه مىگويد : مقصود از ايام فتنه ، روزگار درگيرى و جنگ بين دو گروه گمراه است ، مانند فتنه عبد الملك و ابن زبير و يا مروان و ضحاك و مانند آن . ازاينرو ، هرگاه يكى از دو سوى درگيرى حق باشد ، نه تنها ايام فتنه نيست ، بلكه جهاد در ركاب صاحب حق ، شمشير -