محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
60
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
القلب ألقى عدوّي ما استبدلت دينا و لا استحدثت نبيّا و إنّي لعلى المنهاج الّذي تركتموه طائعين و دخلتم فيه مكرهين . و زعمت أنّك جئت ثائرا بدم عثمان و لقد علمت حيث وقع دم عثمان فاطلبه من هناك إن كنت طالبا فكأنّي قد رأيتك تضجّ من الحرب إذا عضّتك ضجيج الجمال بالأثقال و كأنّي بجماعتك تدعوني جزعا من الضّرب المتتابع و القضاء الواقع و مصارع بعد مصارع إلى كتاب اللّه و هي كافرة جاحدة أو مبايعة حائدة » ترجمه ( نامه ديگرى به معاويه در سرزمين صفّين در سال 36 هجرى پيش از آغاز نبرد : ) چه خواهى كرد ، آنگاه كه جامههاى رنگين تو كنار رود ؛ جامههايى كه به زيبايىهاى دنيا زينت شده است ! دنيا تو را با خوشىهاى خود فريب داده ، تو را به سوى خود خواند و تو به دعوت آن پاسخ دادى . فرمانت داد و اطاعت كردى . همانا به زودى تو را وارد ميدان خطرناكى مىكند كه هيچ سپر نگهدارندهاى نجاتت نمىدهد . اى معاويه از اين كار دست بكش و آماده حساب باش و آماده حوادثى باش كه به سراغ تو مىآيد . به گمراهان فرومايه گوش مسپار ! اگر چنين نكنى به تو اعلام مىدارم كه در غفلتزدگى قرار گرفتهاى ، همانا تو نازپروردهاى هستى كه شيطان بر تو حكومت مىكند و با تو به آرزوهايش مىرسد و چون روح و خون در سراسر وجودت جريان دارد . معاويه از چه زمانى شما زمامداران امّت و فرماندههان ملّت بوديد ! نه سابقه درخشانى در دين و نه شرافت والايى در خانواده