محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
545
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
فراوانى در جنگ صفين از خود نشان داد و كسى به او گفت كه اين شجاعت از دايىات به ارث رسيده است . جعدة به او پاسخ داد : « اگر دايى تو نيز مانند دايى من بود ، پدرت را فراموش مىكردى . » « 1 » ( و فينا تنشّبت عروقه و علينا تهدّلت غصونه ) رويات نبوى و نهج البلاغه و صحيفه سجاديه از بهترين دلايل برجستگى اهلبيت عليهم السّلام در سخنورى است . در روايتى آمده است كه به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله گفتند : كسى را از تو سخنورتر نيافتيم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پاسخ داد : چرا نه ! در حالىكه قرآن به زبان من نازل شده است . « 2 » همچنين آن حضرت فرمود : من سخنورترين كسى هستم كه به زبان عربى سخن مىگويد . « 3 » نيز فرمودند كه خلاصه همه سخنها به من داده شده است . « 4 » ( و اعلموا رحمكم اللّه أنّكم في زمان القائل فيه بالحقّ قليل ) در همه زمانها اينچنين است كه سخنگوى به حق ، كم يافت مىشود ؛ چرا كه حق ، سنگين و تلخ است و باطل ، سبك و گوارا است . « 5 » از گاندى نيز نقل شده كه مىگفت : راه حقيقت به همان اندازه كه مستقيم است ، تنگ است . ( و اللّسان عن الصّدق كليل ) زبان از گفتن راستى ناتوان و سست است ؛ زيرا دروغ و دورويى در جامعه رواج دارد . ( و اللّازم للحقّ ذليل ) انسان حقمدار در محيط باطل و فاسد ، عزيز و گرامى نيست . ( أهله معتكفون على العصيان . . . ) ضمير
--> ( 1 ) . معجم رجال حديث ، سيد خوئى : 15 / 242 ؛ اختيار معرفة الرجال ، طوسى : 1 / 281 . ( 2 ) . بحار الانوار : 17 / 158 ؛ فيض القدير : 2 / 324 ح 1779 . ( 3 ) . شرح اصول كافى : 9 / 332 ؛ تفسير المنار : 1 / 100 . ( 4 ) . مسند احمد : 2 / 250 ؛ فتح البارى : 13 / 438 . ( 5 ) . نهج البلاغه : حكمت 375 .