محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

533

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

به كام خود فرو مىبرد ؛ بىآن‌كه كسى بتواند از او درخواست ديه يا قصاص كند . ( فيوشك أن تغشاكم دواجي ظلله و احتدام علله . . . ) شمشير مرگ بر گردن‌هاى همگان آويخته گشته و ما را هرلحظه تهديد مىكند . ( فكأن قد أتاكم بغتة فأسكت نجيّكم . . . ) مرگ شما را جسدهايى سرد و بىجان مىسازد كه جز براى نهادن در خاك به‌كار نمىآييد . آن‌گاه جاى شما در زندگى خالى گشته و ثروت‌هايتان به تقسيم گذاشته مىشود و برخى بازماندگان براى شما درخواست آمرزش كرده و برخى ديگر شما را نفرين مىكنند . اين همان بازى مرگ است كه تنها داشتن توشه آخرت مىتواند از آثار و پيامدهاى ناگوارش برهاند . هريك از ما در بين دو گرايش اسير است : لذت و خوشايندى زندگى دنيا و هول و هراس مرگ و پيامدهاى آن . پس هر كس در پى دستيابى به سعادت است ، بايد به‌طور جدى در زندگى به مرگ بينديشد تا او را از گردنكشى و لغزش دور نگه دارد و نيز براى زندگى پس از مرگ آماده گردد . امام عليه السّلام مىفرمايد : راه تلاش و كوشش را در پيش گيريد و خود را آماده سازيد . تلاش و كوشش ( 2 ) « فعليكم بالجدّ و الاجتهاد و التّأهّب و الاستعداد و التّزوّد في منزل الزّاد و لا تغرّنّكم الحياة الدّنيا كما غرّت من كان قبلكم من الأمم الماضية و القرون الخالية الّذين احتلبوا درّتها و أصابوا غرّتها و أفنوا عدّتها و أخلقوا جدّتها و أصبحت مساكنهم أجداثا و أموالهم ميراثا لا يعرفون من أتاهم و لا يحفلون من بكاهم و لا يجيبون من دعاهم