محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

534

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

فاحذروا الدّنيا فإنّها غدّارة غرّارة خدوع معطية منوع ملبسة نزوع لا يدوم رخاؤها و لا ينقضي عناؤها و لا يركد بلاؤها و منها في صفة الزهاد كانوا قوما من أهل الدّنيا و ليسوا من أهلها فكانوا فيها كمن ليس منها عملوا فيها بما يبصرون و بادروا فيها ما يحذرون تقلّب أبدانهم بين ظهراني أهل الآخرة و يرون أهل الدّنيا يعظّمون موت أجسادهم و هم أشدّ إعظاما لموت قلوب أحيائهم . ( 2 ) » ترجمه بر شما باد به تلاش و كوشش ، آمادگى و آماده شد و جمع‌آورى زاد و توشه آخرت و در دوران زندگى دنيا . دنيا شما را مغرور نسازد ، چنان كه گذشتگان شما و امّت‌هاى پيشين را در قرون سپرى شده مغرور ساخت . آنان كه دنيا را دوشيدند ، به غفلت‌زدگى در دنيا گرفتار آمدند ، فرصت‌ها را از دست دادند و تازه‌هاى آن را فرسوده ساختند ، سرانجام خانه‌هايشان گورستان و سرمايه‌هايشان ارث اين و آن گرديد ، آنان كه نزديكشان را نمىشناسند و به گريه‌كنندگان خود توجّهى ندارند و نه دعوتى را پاسخ مىگويند . مردم از دنياى حرام بپرهيزيد ، كه حيله‌گر و فريبنده و نيرنگ‌باز است ، بخشنده‌اى باز پس گيرنده ، و پوشنده‌اى برهنه‌كننده است ، آسايش دنيا بىدوام و سختىهايش بىپايان و بلاهايش دائمى است . زاهدان گروهى از مردم دنيايند كه دنياپرست نمىباشند ، پس در دنيا زندگى مىكنند امّا آلودگى دنياپرستان را ندارند ، در دنيا با آگاهى و بصيرت عمل مىكنند و در ترك زشتىها از همه پيشى مىگيرند ، بدن‌هايشان به