محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

509

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

الافتقار : فقر و تهيدستى . استرزق : طلب روزى مىكنم . افتتن : گرفتار مىشوم . ساختار ادبى استرزق : اين فعل در اثر وجود « ان » مقدر بعد از فاء ، منصوب شده است . افعال معطوف بر آن نيز در اثر عطف ، منصوب شده‌اند . ولى : خبر « انت » است . من وراء : جار و مجرور متعلق به « ولى » است . شرح و تفسير ( اللّهم صن وجهي باليسار و لا تبذل جاهي بالإقتار ) تعبير « صيانة الوجه » به معناى نگهدارى آبرو و بىنيازى از درخواست كمك از ديگران است . تعبير « بذل الجاه » نيز به معناى از دست رفتن آبرو و احترام است . تهيدستى بدون شك زمينه بىآبرويى و بىاعتبارى را فراهم مىآورد . ازاين‌رو در حديثى آمده است : « تهيدستى مرگ سرخ است . » « 1 » امام عليه السّلام نيز در جاى ديگرى مىفرمايد : « بخل ننگ و ترس نقصان است . تهيدستى مرد زيرك را در آوردن برهان لال مىسازد ، و انسان تهيدست در شهر خويش نيز بيگانه است . » « 2 » و ثروتمندى در غربت ، همچون در وطن بودن ، و تهيدستى در وطن ، مانند در

--> ( 1 ) . كافى : 2 / 266 ح 2 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 6 / 273 . ( 2 ) . « البخل عار و الجبن منقصة و الفقر يخرس الفطن عن حجّته و المقلّ غريب في بلدته » نهج البلاغه : حكمت 3 .