محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

478

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

انسان نيز بايد ارزشمندترين بهاى ممكن را از آن خود كند . امام عليه السّلام در جاى ديگرى مىفرمايد : « آيا آزاده‌اى يافت نمىشود كه اين پس‌مانده را براى اهل خويش واگذارد ؛ بدانيد كه بهاى جان‌هاى شما جز بهشت نيست ؛ پس آن را جز به آن مفروشيد . » « 1 » و نيز : « بدترين تجارت آن است كه دنيا را بهاى جان خويش بينگارى و پاداش خداوند را از كف دهى . » « 2 » ( و يهتفون بالزّواجر عن محارم اللّه في أسماع الغافلين . . . يتناهون عنه ) آنان امر به معروف و نهى از منكر مىكنند و خود نيز به آن‌چه فرمان مىدهند ، عمل مىكنند . اين ويژگى از آن همه مومنان حقيقى است ؛ بر خلاف كسانى كه دين را مايه بازرگانى و معيشت خويش قرار داده‌اند . ( فكأنّما قطعوا الدّنيا إلى الآخرة و هم فيها فشاهدوا ما وراء ذلك . . . ) بدن‌هايشان در دنيا قرار دارد و جان‌هايشان تنها آخرت را هدف خويش ساخته و در پى رسيدن به آن هستند . آنان آخرت را خانه جاويدان شمرده و خود را براى آن آماده كرده‌اند . زندگى آنان در دنيا بسان زندگى مسافرى است كه در دوره مسافرت به ساخت محل دائمى خود نمىانديشد . آنان نيز بهره‌هاى بىارزش دنيا را به اهلش واگذاشته و مقصد اين سفر را در نظر دارند . ( فكأنّما اطّلعوا غيوب أهل البرزخ في طول الإقامة فيه . . . عداتها ) خداشناسان با چشم يقين و ايمان به جهان برزخ مىنگرند و همه وعده‌هاى الهى را از پاداش و كيفر در آن مىبينند و به راستى چه كسى راستگوتر از خداوند است .

--> ( 1 ) . نهج البلاغه : حكمت 456 . ( 2 ) . نهج البلاغه : خطبه 32 .