محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
474
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
وراء ذلك فكأنّما اطّلعوا غيوب أهل البرزخ في طول الإقامة فيه و حقّقت القيامة عليهم عداتها فكشفوا غطاء ذلك لأهل الدّنيا حتّى كأنّهم يرون ما لا يرى النّاس و يسمعون ما لا يسمعون . ( 2 ) » ترجمه ( به هنگام تلاوت آيه 37 سوره نور ، « و صبح و شام در آن خانهها تسبيح مىگويند ، مردانى كه نه تجارت و نه معاملهاى آنها را از ياد خدا و برپا داشتن ياد خدا غافل نمىكند » فرمود : ) همانا خداى سبحان و بزرگ ، ياد خود را روشنىبخش دلها قرار داد ، تا گوش پس از ناشنوايى بشنود و چشم پس از كمنورى ، بنگرد و انسان پس از دشمنى رام گردد ، خداوند كه نعمتهاى او گرانقدر است ، در دورانهاى مختلف روزگار و در دوران جدايى از رسالت « تا آمدن پيامبرى پس از پيامبرى ديگر » بندگانى داشته كه با آنان در گوش جانشان زمزمه مىكرد و در درون عقلشان با آنان سخن مىگفت . آنان چراغ هدايت را با نور بيدارى در گوشها و ديدهها و دلها برمىافروختند ، روزهاى خدايى را به ياد مىآورند و مردم را از جلال و بزرگى خدا مىترساندند . آنان نشانههاى روشن خدا در بيابانهايند ، آن را كه راه ميانه در پيش گرفت مىستودند ، و به رستگارى بشارت مىدادند ، و روش آن را كه به جانب چپ يا راست كشانده مىشد ، زشت مىشمردند و از نابودى هشدار مىدادند ، همچنان چراغ تاريكىها ، و راهنماى پرتگاهها بودند . همانا مردمى هستند كه ذكر خدا را به جاى دنيا برگزيدند ، كه هيچ تجارتى يا خريد و فروشى ، آنها را از ياد خدا بازنمىدارد . با ياد خدا روزگار