محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

475

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

مىگذرانند و غافلان را با هشدارهاى خود ، از كيفرهاى الهى مىترسانند به عدالت فرمان مىدهند و خود عدالت گسترند ، از بدىها نهى مىكنند و خود از آنها پرهيز دارند . با اين‌كه در دنيا زندگى مىكنند گويا آن را رها كرده به آخرت پيوسته‌اند ، سراى ديگر را مشاهده كرده ، گويا از مسائل پنهان برزخيان و مدت طولانى اقامتشان آگاهى دارند و گويا قيامت وعده‌هاى خود را براى آنان تحقّق بخشيده است ، آنان پرده‌ها را براى مردم دنيا برداشته‌اند ، مىبينند آن‌چه را كه مردم نمىنگرند و مىشنوند آنچه را كه مردم نمىشنوند . واژه‌شناسى الوقرة : سنگينى شنوايى . العشوة : ضعف بينايى . البرهة : مدت زمان طولانى . الفترات : جمع « فترة » به معناى آرامش . القصد : ميانه‌روى . البرزخ : فاصله بين مرگ و رستاخيز . ساختار ادبى ما برح : از افعال ناقصه است كه به اسم ، رفع و به خبر ، نصب مىدهد . اسم آن « للّه » و خبر آن « عباد » است . مصابيح : بدل از « كذلك » است . بدلا : حال از ضمير « اخذوه » است . الايام : مفعول « يقطعون » است .