محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
46
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
از توانايى سخن گفتن حرف مىزند ، پيش از اينكه بتواند بنويسد . قرآن صامت و ساكت است بدين معنا كه داراى صوت و صدا نيست كه گوشها بشنوند و از جهتى ناطق و گوينده است زيرا زبان و عبارات قرآن به همان زبانى است كه قرآن بدان نازل و بيان شده است . ( حجة اللّه على خلقه ) قرآن ، حجت خداوند بر مخلوقات است ، زيرا با خود و در درون خويش برهانها و ادلهاى را به همراه دارد كه نشان و دليلى بر حقانيت گفتههاى قرآن است . ( أخذ عليهم ميثاقهم ) ضمير مستتر در « أخذ » به اللّه ، و ضمير « عليه » به « خلق » و ضمير « ميثاقه » به « قرآن » برمىگردد و معناى سخن اين است كه خداوند ، پيمان عمل كردن به قرآن را بهواسطه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله از بندگان گرفته است . ( و ارتهن عليهم انفسهم ) ارواح بندگان ، همگى در قبضه خداوند و در گرو اوست . هر آنكس كه پاىبند به رعايت حقوق و دستورات الهى بوده ، از عذاب و خشم او در امان ، و هركسى كه كوتاهى نموده است . پس بدون شك ، از زيانكاران خواهد بود . ( اتم نوره و اكمل به دينه ) عطف « اكمل » بر « اتم » عطف به تفسير و براى توضيح بيشتر است و منظور از « نوره » و « دينه » نيز يكى است . زيرا نور هدايت او ، همان دين اوست و سخن بدين معناست كه همانا تمام امور و احكامى كه موجب رستگارى بشر و نجات از او از زيانها و مشكلات است ، در قرآن آمده است . ( و قبض نبيه صلّى اللّه عليه و آله و قد فرغ الى الخلق من احكام الهدى به ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى هدايت همه بندگان فرستاده شد و زمانى رحلت كردند كه وظيفه رسالت خود را به طور كامل انجام داده بودند و آنچه از احكام الهى را كه مورد نياز بشر بوده ،