محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
447
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
خطبه 219 كشتگان قريش « لقد أصبح أبو محمّد بهذا المكان غريبا أما و اللّه لقد كنت أكره أن تكون قريش قتلى تحت بطون الكواكب أدركت و تري من بني عبد مناف و أفلتتني أعيان بني جمح لقد أتلعوا أعناقهم إلى أمر لم يكونوا أهله فوقصوا دونه . » ترجمه ( در ميدان نبرد جمل در سال 36 هجرى وقتى به جنازه طلحه و عبد الرحمن بن عتاب رسيد فرمود : ) ابو محمد ( طلحه ) در اين مكان ، غريب مانده است به خدا سوگند خوش نداشتم قريش را زير تابش ستارگان كشته و افتاده بينم به خونخواهى ، بر فرزندان « عبد مناف » دست يافتم ، ولى سر كردگانى « بنى جمح » از دستم گريختند ، آنان براى كارى كه در شأن آنها نبود سر برافراشتند ، و پيش از رسيدن به آن سركوب شدند . واژهشناسى الوتر : انتقام و در اينجا به معناى قصاص شرعى است .