محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
438
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
كسى را اخلاق و رفتارش نشان مىدهد . « 1 » ( و قد كرهت أن يكون جال في ظنّكم أنّي أحبّ الإطراء ) چگونه فكر مىكنيد كه ستايشگويى شما را دوست دارم ، در حالىكه از آن به شدت بيزارم . ( و لو كنت أحبّ أن يقال ذلك لتركته انحطاطا للّه سبحانه عن تناول ما هو أحقّ به من العظمة و الكبرياء ) امام عليه السّلام از ستايش و تملق بيزار است و اگر نفس او نيز به آن علاقهمند باشد ، آن را تاديب كرده و از اين خصلت بازمىدارد . ( و ربّما استحلى النّاس الثّناء بعد البلاء ) بسيارى از مردم پس از تلاش فراوان و انجام كارهاى نيك از ستايشگويى ديگران شادمان مىشوند . اين ويژگى تا زمانى كه به سرحد ريا نرسد ، حرام نيست . هر انسانى دوست دارد در برابر ديگران نيكو و درستكار جلوه كند و تنها تعداد اندكى از برگزيدگان هستند كه از هيچگونه تظاهر به نيكويى و خوبى لذت نمىبرند . ( فلا تثنوا عليّ بجميل ثناء ) هيچ يك از كارهاى خود را براى ستايشگويى شما انجام ندادم تا اكنون از اين كارتان شادمان شوم . ( لإخراجي نفسي إلى اللّه سبحانه و إليكم من التّقيّة في حقوق لم أفرغ من أدائها . . . ) همه تلاشهايم براى انجام كامل و درست مسئوليتى بود كه در حكومت بر شما به عهده گرفتهام . اين مسئوليت ، تكاليف و حقوقى را از سوى خداوند بر من نهاده كه بايد با تمام تلاش به انجام درست آنها بپردازم . ( فلا تكلّموني بما تكلّم به الجبابرة ) گردنكشان و سركشان از بيمارى سرطانى بزرگنمايى خويشتن رنج مىبرند . لين يوتانگ ، فيلسوف چينى مىگويد :
--> ( 1 ) . كافي : 8 / 79 ح 34 ؛ كشف الخفاء : 2 / 109 .