محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
431
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مردم به هدف نمىرسى . يكى به برنامهريزى و ديگرى به اجرا مشغول مىشود و هرگاه هميارى بين دو طرف فراهم آيد ، اهداف حكومت محقق مىشود ( و قامت مناهج الدّين ) و كارهاى مردم بر راه درست قرار مىگيرد . ( و اعتدلت معالم العدل و جرت على أذلالها السّنن ) « سنن » جمع واژه « سنة » به معناى سخن و كردار و تاييد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله يا امامان است . اين بند مىگويد كه هرگاه حاكم و رعيت به وظايف خويش عمل كنند ، سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بدون هيچ تحريف و تغييرى اجرا مىشود . ( فصلح بذلك الزّمان ) اسم اشاره به اجراى حقوق متقابل حاكم و رعيت باز مىگردد . بديهى است كه روزگار در اثر صلاح و نيكى مردم آن به بهبودى روى مىآورد . ( و طمع في بقاء الدّولة ) در اين هنگام پايههاى دولت استوار گشته و برمبناى حق و عدل نيرو مىگيرد . ( و إذا غلبت الرّعيّة و اليها أو أجحف الوالي برعيّته اختلفت هنالك الكلمة . . . ) تجاوز حاكمان از حقوق خود به استبداد منجر مىشود و تجاوز مردم از حقوق خود ، آشوب و شورش به ارمغان مىآورد و در نتيجه هريك از دو طرف با تجاوز از حقوق خود به تفرقه و نابودى سنتها و فزونى بدعتها يارى مىرساند . ( فهنالك تذلّ الأبرار و تعزّ الأشرار ) در اثر اين اوضاع ، نيكان به خوارى و بدان به بزرگى مىرسند . ( و تعظم تبعات اللّه سبحانه عند العباد ) منظور از پيامدها ، مسئوليتها يا كيفر خداوند است . جرم و كيفر بدون شك از جهت نوع و اندازه در ارتباط و پيوند هستند . ( فعليكم بالتّناصح في ذلك و حسن التّعاون عليه ) امام عليه السّلام در آغاز به اين واقعيت اشاره كرد كه امور جامعه بدون رعايت حقوق متقابل حاكم و رعيت