محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
42
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مىستاييم ، چنانكه خود خواسته است از آفريدگان و او براى هر چيز اندازهاى گذاشت و هر اندازه را مدتى معين داشت و هر مدتى را در كتابى نگاشت . پس قرآن ، فرماندهنده است و بازدارنده خاموش است و گوينده حجت خداست بر آفريدگانش كه بدان پيمان گرفته است از ايشان ، و همگان را نهاده است در گرو آن . نور [ هدايت ] خود را با قرآن تمام گرداند و دين خود را بدان به كمال رساند و جان پيامبر خويش را هنگامى ستاند كه از رساندن احكامى كه موجب رستگارى آفريدگان است ، فارغ ماند . پس خدا را چنان بزرگ داريد كه خود بزرگ داشته ، چه او چيزى از دين خويش را از شما پنهان نداشته و آنچه را از آن خشنود باشد يا نپسندد وانگذاشته ، جز آنكه براى آن نشانى نهاده است آشكارا و آيتى محكم [ و معنى ] آن هويدا تا مردم را [ از آنچه نخواهد ] بازدارد و يا [ بدانچه رضاى اوست ] بخواند . پس خشنودى و ناخشنودى او در گذشته و حال يكسان است ؛ و بدانيد كه خدا چيزى را از شما نمىپسندد كه از پيشينيان شما ناپسند انگاشته و بر چيزى خشم نمىگيرد كه از آنان خوش مىداشته و همانا شما بر پى نشانهاى مىرويد كه آشكار است و سخنى را مىگوييد كه پيشينيان شما مىگفتند و بازگردان همان گفتار است . خدا هزينه دنياى شما را عهدهدار گرديده و شما را به سپاس [ گفتن خود ] وادار فرموده و ذكر خود را بر زبانهاتان واجب داشته و به پرهيزگارىتان سفارش كرده و آن را نهايت خشنودى خود و خواستش از بندگان قرار داده . سپس بترسيد از خدايى كه بر كارهاى شما بيناست و بر شما چيره و تواناست و در آنچه كنيد قدرت او پيداست اگر چيزى را پوشانيد ، آن