محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
43
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
را مىداند و اگر آشكار كرديد ، ثبت مىگرداند و بدين كار فرشتگان گمارده است ، نگاهبان و ارجمند كه نه حقى را وامىنهند و نه باطلى را ثبت مىكنند . واژهشناسى منصبه : رنج ، زحمت . هجم عليه : بهصورت ناگهانى وارد . معتبر : پندگيرى ، عبرت آموختن . التصرف : دگرگونى و تغيير از حالتى به حالت ديگر . المصح : تندرستى ، سلامتى . استحمد : طلب ستايش و حمد كردن . ساختار ادبى ليكشفوا : « أن » مقدر ، افعال « ليكشفوا ، ليحذروهم ، ليضربوا ، ليبصروهم ، ليهجموا » را تأويل به مصدر مىبرد . همه اين مصادر در اثر دخول لام بر سر آنها مجرور بوده و متعلق به فعل « بعث » هستند . آمر ، زاجر ، صامت ، ناطق : همگى براى « قرآن » خبر هستند و مبتدا نيز همان « قرآن » است . شرح و تفسير ( الحمد للّه المعروف ) خداوندى كه از آثارش شناخته مىشود و ذاتش قابل شناخت و درك نيست . ( من غير روية ) خداوند ، قابل رؤيت و مشاهده نيست و إلا قابل درك مىبود . ( و الخالق من غير منصبة ) خداوند به مجرد اراده كردن ، مىآفريند ، بدون اينكه سختى و يا رنجى را متحمل شود و يا نياز به انديشه