محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

34

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

معاويه شنيد كه مؤذن مىگويد : « أشهد أن لا إله الا اللّه و أشهد أن محمدا صلّى اللّه عليه و آله رسول اللّه » گفت : اى پسر عبد اللّه ! به راستى كه چقدر زرنگ و بلندهمت بودى و راضى نشدى مگر به اين‌كه نام خود را در كنار نام خداوند ، قرار دادى » و او خود را با حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله مقايسه مىكرد و گاه درباره او به گونه‌اى سخن مىگفت كه عرش الهى ، به لرزه درمىآمد . ( و ازمع الترحال عباد اللّه الاخيار و باعوا قليلا من الدنيا لا يبقى ، بكثير من الاخرة لا يفنى ) حضرت عليه السّلام ، اشاره به برادران دينى خود مىكند كه با خشنودى به رحمت الهى پيوستند و از دنيا رفتند و عبارت « آماده كوچ كردن به سوى خدا » كنايه از به سرآمدن زندگى آنهاست ، همان‌هايى كه آخرت و آن ديار ماندگار را بر دنياى زودگذر ، ترجيح دادند ، و چند سطر بعد نام برخى از آنان را يادآور مىشود . ( اخواننا الذين سفكت دماؤهم و هم بصفين الا يكونوا اليوم احياء ؟ . . . بعد خوفهم ) برخى از ياران و برادران دينى امام عليه السّلام در جنگ صفين به شهادت رسيدند و حضرت عليه السّلام فرمودند : گوارايشان باد ! به‌راستى كه آنان از تنگناى سختى و دشوارى كه همان تفرقه ، عدم وحدت كلمه و شتاب در تصميم‌گيرى راحت شدند آنان اكنون در جوار رحمت الهى ، خرسندند و خداوند نيز به آنان پاداش نيك عطا مىكند و چه نيكو سروده است شاعرى كه مىگويد : « من با دشمنانم همسايه شده‌ام و او در كنار پروردگارش بود ، و چقدر ميان همسايگى من و او فرق است . » « 1 »

--> ( 1 ) . « جاورت اعدائى و جاور ربّه * * * شتان بين جواره و جواره » .