محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
23
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مقصود از نوع وهم باشد يا فهم و اين مطلب ، همان معناى سخن امام باقر عليه السّلام است كه فرمود : « هر آنچه را كه با خيال و پندار خود با دقيقترين مفهوم و معنا بتوانيد تشخيص دهيد ، در واقع آن مفهوم نيز ، همچون شما مخلوق است و به شما بازمىگردد . » « 1 » ( و لا يشغله سائل و لا ينقصه نائل ) حضرت حق بر همهچيز تسلط و احاطه دارد و بدون اندازه و حساب عطا مىكند و گنجينههاى او نيز بىشمارند زيرا از خالقى گرفته مىشوند كه بىحد و اندازه است . عطا كردن يا نكردن براى او يكسان است و بىشك گنجينههايى كه بهواسطه بخشش از آنها كاسته مىشود ، با جمع شدن از اينجا و آنجا فراهم شدهاند . ( و لا ينظر به عين و لا يحد بأين و لا يوصف بالازواج و لا يخلق بعلاج و لا يدرك بالحواس و لا يقاس بالناس ) همانا او ، بالاترين قدرت و نيروى فوق طبيعت است كه با حس نمىتوان او را درك و مشاهده كرد او ، ماده نيست تا قابل رويت باشد و نياز به مكان و قلمرو داشته باشد و اينك انديشهها و عقلها نمىتوانند او را تصور و درك كنند ، به حتم ، حواس نيز از لمس و درك آن ، ناتوانند . همانا با واژهكن ( باش ) مىآفريند و نيازى به ممارست ، تمرين و وسيله خاصى براى آفرينش ندارد و قوانين ويژهاى را تدبير مىكند و درون موجودات قرار مىدهد . تدبير و انديشهاى كه با جوارح و اعضاء صورت نمىگيرد .
--> ( 1 ) . « كلما ميزتموه باوهامكم فى أدق معاينه فهو مخلوق مثلكم مردود اليكم » .