محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
218
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
پيشواى همه دنيا نشدند ؟ پس به پايان كار آنها نيز بنگريد در آن هنگام كه به تفرقه و پراكندگى روى آوردند و مهربانى و دوستى آنان از بين رفت و سخنها و دلهايشان گوناگون شد ، از هم جدا شدند ، به حزبها و گروهها پيوستند ، خداوند لباس كرامت خود را از تنشان بيرون آورد و نعمتهاى فراوان شيرين را از آنها گرفت و داستان آنها در ميان شما عبرتانگيز باقى ماند . واژهشناسى حاليهم : تثنيه « حال » به معناى صفات و شكل پديدهاى است . اين كلمه در هر دو صورت مذكر و مؤنث يكسان بهكار مىرود . در اينجا منظور از دو حالت ، همان سعادت و شقاوت است . تحاضّ القوم : برخى از مردم ديگران را بر كارى برانگيختند . الفقرة : به هريك از مهرههاى ستون فقرات گفته مىشود . أوهن : سست كرد . المنّة : نيرو . المرار : نام درختى تلخمزه . الأملاء : جمع « ملأ » به معناى گروه . الأرباب : سروران و بزرگان . متحازبين : گروهگروه . ساختار ادبى شأنهم : مفعول « لزمت » است . كيف كانوا : « كيف » خبر مقدم براى « كانوا » است .