محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
179
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
فألصقوا بالأرض خدودهم و عفّروا في التّراب وجوههم و خفضوا أجنحتهم للمؤمنين و كانوا قوما مستضعفين قد اختبرهم اللّه بالمخمصة و ابتلاهم بالمجهدة و امتحنهم بالمخاوف و مخضهم بالمكاره فلا تعتبروا الرّضى و السّخط بالمال و الولد جهلا بمواقع الفتنة و الاختبار في موضع الغنى و الاقتدار فقد قال سبحانه و تعالى أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ فإنّ اللّه سبحانه يختبر عباده المستكبرين في أنفسهم بأوليائه المستضعفين في أعينهم . ( 8 ) » ترجمه آگاه باشيد در سركشى و ستم زيادهروى كرديد و در زمين در دشمنى با خداوند فساد به راه انداختيد و آشكارا با بندگان خدا به نبرد پرداختيد . خدا را خدا را از تكبّر و خودپسندى ، و از تفاخر جاهلى برحذر باشيد ، كه جايگاه بغض و كينه و رشد وسوسههاى شيطانى است و ملّتهاى گذشته و امّتهاى پيشين را فريب داده است ، تا آنجا كه در تاريكىهاى جهالت فرو رفتند ، و در پرتگاه هلاكت سقوط كردند و به آسانى به همان جايى كه شيطان مىخواست كشانده شدند . كبر و خودپسندى چيزى است كه قلبهاى متكبّران را همانند كرده تا قرنها به تضاد و خونريزى گذراندند و سينهها از كينهها تنگى گرفت . آگاه باشيد زنهار زنهار از پيروى و فرمانبردارى سران و بزرگانتان ، آنان كه به اصل و حسب خود مىنازند و خود را بالاتر از آنچه كه هستند مىپندارند