محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

180

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

و كارهاى نادرست را به خدا نسبت مىدهند و نعمت‌هاى گسترده خدا را انكار مىكنند ، تا با خواسته‌هاى پروردگار مبارزه كنند و نعمت‌هاى او را ناديده انگارند . آنان شالوده تعصّب جاهلى و ستون‌هاى فتنه و شمشيرهاى تفاخر جاهليّت هستند . پس ، از خدا پروا كنيد و با نعمت‌هاى خدادادى درگير نشويد و به فضل و بخشش او حسادت نورزيد و از فرومايگان اطاعت نكنيد ، كسان كه شما تيرگىشان را با صفاى خود نوشيديد و بيمارىشان را با سلامت خود درهم آميختيد و باطل آنان را با حق خويش مخلوط كرديد ، در حالىكه آنان ريشه همه فسق‌ها و انحرافات و همراه انواع گناهانند . شيطان آنها را براى گمراه كردن مردم ، مركب‌هاى رام قرار داد و از آنان لشكرى براى هجوم به مردم ساخت و براى دزديدن عقل‌هاى شما آنان را سخنگوى خود قرار داد ، كه شما را هدف تيرهاى خويش و پايمال قدم‌هاى خود و دستاويز وسوسه‌هاى خود گردانيد . مردم از آنچه كه بر ملّت‌هاى متكبّر گذشته ، از كيفرها و عقوبت‌هاى الهى و سختگيرىها و ذلّت و خوارى فرود آمده عبرت گيريد و از قبرها و خاكى كه بر آن چهره نهادند و زمين‌هايى كه با پهلوها بر آن افتادند پند پذيريد و از آثار زشتى كه كبر و غرور در دل‌ها مىگذارد به خدا پناه ببريد ، همان‌گونه كه از حوادث سخت به او پناه مىبريد اگر خدا تكبّر ورزيدن را مجاز مىفرمود ، حتما به بندگان مخصوص خود از پيامبران و امامان اجازه مىداد ، در صورتى كه خداى سبحان تكبّر و خودپسندى را نسبت به آنان ناپسند ، و تواضع و فروتنى را براى آنان پسنديد ، كه چهره بر زمين مىگذارند و صورت‌ها بر خاك مىمالند و در برابر مؤمنان فروتنى مىكنند ، و خود از قشر مستضعف