محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
163
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شرح و تفسير ( الحمد للّه الذي لبس العز و الكبرياء . . . ) متكبر كسى است كه ديگران را در مقايسه با خود حقير و ناچيز مىبيند . اگر چنين تصورى واقعى و حقيقى باشد ، نكوهيده نيست . از اينروى خداوند كه كمال و نيروى مطلق دارد ، متكبر بوده و اين صفت براى او ، نيكو است . اما اگر اين نگرش در انسان ضعيفى ايجاد شود ، در واقع نگرشى دروغ و پندارى بوده و در نتيجه تكبر براى او نكوهيده و ناشايست است . بديهى است كه خداوند تنها موجود كامل و مطلق است و او بر همه بندگانش چيره بوده و همهچيز در دست قدرتش قرار دارد و فيض رحمتش بر همگان جارى است . بنابراين تكبر ، سزاوار او است ؛ ولى هر متكبر ديگرى دروغگو است . از اينروى در حديثى قدسى آمده است : « كبرياء ويژه من است و بزرگى از آن من . پس هركس در آنها با من منازعه كند ، او را بر زمين مىزنم . » « 1 » خداوند در قرآن مىفرمايد : « آيا جاى سركشان در جهنم نيست ؟ » « 2 » ( ثم اختبر بذلك ملائكته المقربين ليميز المتواضعين منهم من المستكبرين ) اين بند اشاره به كبرياى خداوند و منازعه ديگران با او در اين ويژگى دارد . هدف از آزمايش در اينجا ، اظهار و آشكار ساختن است ؛ زيرا خداوند همه رازها را مىداند و چيزى بر او پنهان نيست . معناى اين بند چنين است : خداوند خواست گنهكاران و متكبران را براى فرشتگانش و ديگر آفريدههايش رسوا سازد و آنان را از فرمانبرداران و فروتنان جدا كند . براى همين به فرشتگان
--> ( 1 ) . صحيح ابن حبان : 2 / 35 ح 328 ؛ سنن ابى داود : 4 / 59 ح 4090 . ( 2 ) . أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْمُتَكَبِّرِينَ زمر / 39 : 60 .