محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
162
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
است ، و بين خدا و خلق دوستى خاصّى وجود ندارد كه به سبب آن ، حرامى را كه بر جهانيان ابلاغ فرموده ، حلال بدارد . واژهشناسى الحرم : آنچه از انسان حمايت و دفاع مىكند . الحميّة : غرور و عصبيت . الجبريّة : عظمت و جبروت . الرّواء : خوشمنظر . العرف : بو . الهوادة : رخصت دادن و آسان گرفتن . ساختار ادبى ساجدين : حال براى فاعل « فقعوا » است . تمييزا : مفعول له براى « يبتلى » است . فمن ذا : مبتدا و خبر است . بعد : ظرف و متعلق به « يسلم » است . على اللّه : حرف « على » در اينجا به معناى « من » است و نمونه آن در قرآن نيز آمده است : « كه چون از مردم پيمانه ستانند تمام ستانند . » « 1 » كلا : حرف ردع براى هشدار دادن است .
--> ( 1 ) . الَّذِينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ مطففين / 83 : 2 .