محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

115

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

توضيح اين بند فراوان سخن گفته‌اند . « 1 » اين توضيحات در راستاى هماهنگى اين بند با اين گفته مشهور است كه توانمند بودن به از ضعيف بودن است . « 2 » با اين همه ، آنان سخن روشنى در اين‌باره نگفته‌اند . به نظر نگارنده هركس شغلى مناسب بيابد ولى از كار كردن بپرهيزد و سربار ديگران شود ، نزد خدا و مردم جايگاهى نخواهد داشت و مورچه‌اى زحمتكش از او بهتر است . اما كسى كه از كمك گرفتن از ديگران پرهيز دارد و نمىخواهد سربار ديگران باشد و در عين‌حال از هرگونه حرام پرهيز مىكند و با وجود تلاش براى يافتن روزى حلال ، هيچ شغلى نمىيابد و در نتيجه ناگزير به گرفتن صدقه مىشود ، چنين كسى نزد خداوند انسانى شريف و گرانقدر است و برتر از صدقه دهنده است ؛ زيرا شرايط او را ناگزير به پذيرش خوارى ساخته است . خداوند در برابر اين پارسايى ، او را پاداشى بزرگ خواهد داد . ( ذاك حيث تسكرون من غير شراب ، بل من النعمة و النعيم ) اين بند به قرينه « النعمة و النعيم » درباره مرفهان و ثروتمندان و زمامداران و درباريان است . ( و تحلفون من غير اضطرار و تكذبون من غير إحراج ) گاه براى رفع ضررى ، دروغ گفتن از نوع توريه ايرادى ندارد و حتى سوگند دروغ براى نجات جانهاى بى گناه ضرورى است ؛ البته به شرطى كه تنها راه ممكن همين باشد . . . اما دروغگويى از باب تملق و ريا و تنها با هدف سودجويى از بزرگترين گناهان است . ( ذاك إذا عضكم البلاء كما يعض القتب غارب البعير ) برخى گفته‌اند اين بند بىارتباط با بندهاى قبلى است و شريف رضى آن را از جاهاى ديگر گرفته و

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، محمد عبده : 2 / 126 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 13 / 95 . ( 2 ) . « أنّ اليد العليا خير من اليد السفلى » .