محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

93

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

جديد معاويه را ديد ، جز فرمان خدا و بندگى او از هر حركتى باز ايستاد و روش پيشين خود را از سر گرفت و گفت : اين كارها خيانت و زياده‌روى است . معاويه به او گفت : ابوذر ! چه‌چيز تو را بر ما خشمگين كرد ؟ او پاسخ داد : تو ثروتمندان را توانگرتر و تهىدستان را فقيرتر كردى . معاويه تلاش كرد تا ابو ذر را با پول به چنگ آورد ؛ همان‌گونه كه عثمان پيش از اين چنين تلاش كرد ؛ ولى گويا ابو ذر چاره‌اى جز پيروى از خدا و عمل به سنت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نداشت . او شورش خود را ادامه داد و شعارش بازگشت به روش و سبك زندگى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و آموزه‌هاى قرآن و اصول و قوانين آن بود . زير پاى معاويه لرزيد و نزديك بود شورش به ثمر بنشيند و شمشيرها بر معاويه افراشته گردد ؛ ولى معاويه در كار بازگرداندن ابو ذر به سوى عثمان شتاب كرد و ابو ذر را به سوى او بازگرداند . وقتى عثمان ديد بار ديگر ابو ذر پيش چشمش قد برافراشته است ، هوش از سرش پريد ؛ زيرا گمان مىكرد از او رهايى يافته است . در اين‌جا بود كه بر او خشم گرفت و به او تندى كرد . ابو ذر پاسخ داد : به خدا سوگند جز به دليل امر به معروف و نهى از منكر بر من خشم نگرفتى . عثمان بار ديگر برآشفت و گفت : اين دروغ را به من نسبت مىدهى ؟ عثمان او را دروغگو مىخواند ، ولى كدام يك دروغگو هستند ؛ در حالىكه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرموده است : « در روى زمين و زير آسمان ، راستگوتر از ابو ذر نيست . » « 1 »

--> ( 1 ) . « ما اقلت الغبرا ، و لا اظلت الخضرا اصدق لهجة من ابي ذر » . نك : مستدرك على صحيحين : 3 / 385 ح 5461 و 467 ؛ الطبقات الكبرى ، ابن سعد : 1 / 161 ؛ مسند احمد : 2 / 163 و 175 و 5 / 147 و 155 و 159 و 165 و 166 و 172 و 174 و 351 و 356 ؛ صحيح بخارى : مناقب ابو ذر ؛ سنن ابن ماجه : -