محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

71

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شتافتند تا جايى كه لشكرى پرشكوه از آنها پديد آورد . وقتى بر اربابان تجمل‌گرا پيروز شد به بردگانشان فرمان داد تا هريك را 500 تازيانه بزنند و زنان را اسير مىكرد و هريك از آنها را به دو يا سه درهم مىفروخت و تعدادى از آنها را براى خدمت به زنگيان مىبخشيد . « 1 » هر آن‌چه كه امام عليه السّلام از ويرانى و نابودى در قيام صاحب الزنج خبر داد ، طبرى در تاريخش « 2 » و مسعودى در « مروج الذهب » « 3 » ذكر كرده‌اند و ابن ابى الحديد نيز در « شرح نهج البلاغه » « 4 » در اين‌باره بسيار سخن گفته است . مسعودى يادآور شده كه صاحب الزنج كوچك و بزرگ و زن و مرد را مىكشت ، مىسوزاند و ويران مىكرد . او در يك حادثه در بصره سيصدهزار كشته برجا گذاشت . كسانى كه از اين حادثه جان سالم به در بردند شبانه بيرون رفتند و جانورانى مانند سگ ، موش و گربه گرفتند و خوردند تا اين‌كه اين جانورها هم تمام شد . پس از آن وقتى زمان مرگ يكى از آنها فرا مىرسيد او را قطعه‌قطعه مىكردند و پيش از آن كه روح از جسدش بيرون رود ، گوشتش را مىخوردند . در اين‌باره ماجرايى را نقل كرده‌اند : زنى در حال جان كندن و مردن بود و دخترش در انتظار مرگ او بود تا بتواند از گوشتش بخورد ولى گرسنگان ديگر پيش‌دستى كردند و قبل از اين‌كه بميرد

--> ( 1 ) . بحوث فى التاريخ العباسى ، فاروق عمر : 125 ؛ العصر العباسى الاول ، عبد العزيز دورى : 205 ؛ العالم الاسلامى فى العصر العباسى الثانى ، احمد ابراهيم : 351 . ( 2 ) . تاريخ طبرى : 7 / 544 به بعد در ذيل وقايع سال 255 هجرى . ( 3 ) . مروج الذهب : 4 / 194 و 208 . ( 4 ) . شرح نهج البلاغه : 3 / 288 و 5 / 132 و 7 / 104 و 8 / 127 .