محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

70

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

روز جنگ جمل نامه‌اى به امام عليه السّلام فرستاد و گفت : « اگر بخواهى مىتوانم از خاندانم دوهزار رزمنده براى تو بياورم و اگر بخواهى مىتوانم چهارهزار شمشير را از جنگ با تو بازدارم . » « 1 » امام عليه السّلام پاسخ داد : چهارهزار شمشير را از من بازدار كه اين بازدارندگى يارى توست . او همراه على عليه السّلام در صفين جنگ كرد و فردى بىريا بود . ابن قتيبه درباره او مىگويد : « احنف به امام عليه السّلام گفت : به خدا سوگند اگر مردگان ما به سوى ما بازمىگشتند از آنها بر دشمنانمان يارى مىگرفتيم . براى ما دشمنى بدتر از معاويه وجود ندارد . » « 2 » و هنگامى كه مردم در حكميت اختلاف كردند احنف ازجمله سخنهايى كه گفت اين بود : « تو سزاوارترين مردم در حق هستى و در موفقيت شايسته‌ترينى و جز مبارزه چاره‌اى نمىبينم . » « 3 » شورش زنگيان ( كأنّي به و قد سار بالجيش ) مفسران گفته‌اند : امام عليه السّلام با اين جمله به صاحب الزنج اشاره كرده كه در بصره و در سال ( 255 ه ) قيام كرد . خلاصه اين‌كه در اين سال مردى كه نامش على بن محمد است ، قيام كرد و بردگان را به شورش عليه اربابانشان فراخواند كه صدها و بلكه هزاران نفر به او پيوستند . وى به آنها مژده و اميد داده و مىگفت : مىخواهم شما را از بندگى آزاد كنم و مرتبه‌تان را بالا ببرم و شما را بر كسانى كه خودتان و اموال و دارايىتان را تصاحب كرده بودند سرور گردانم . مردم از هرسو به سمت او

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى : 4 / 58 . ( 2 ) . الإمامة و السياسة : 86 . ( 3 ) . همان .