محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

582

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

لو كان الأعمى يلحظ أو النّائم يستيقظ و أقرب بقوم من الجهل باللّه قائدهم معاوية و مؤدّبهم ابن النّابغة . ( 2 ) » ترجمه خدا را بر آنچه كه خواسته و هر كار كه مقدّر فرموده ستايش مىكنم و او را براين گرفتار شدنم به شما كوفيان مىستايم . اى مردمى كه هرگاه فرمان دادم ، اطاعت نكرديد و هر زمان شما را دعوت كردم ، پاسخ نداديد ! هرگاه شما را مهلت مىدهم در بيهودگى فرومىرويد و در هنگامه جنگ سست و ناتوانيد . اگر مردم اطراف امام خود جمع شوند ، طعنه زده و اگر شما را براى حل مشكلى بخوانند ، سرباز مىزنيد . پدر مباد دشمنان شما را ، براى پيروزى منتظر چه‌چيزى هستيد ؟ چرا براى گرفتن حق خود جهاد نمىكنيد ؟ آيا در انتظار مرگ يا ذلّت هستيد ؟ به خدا سوگند ، اگر مرگ من فرارسد - كه حتما خواهد رسيد - بين من و شما جدايى خواهد افتاد ؛ در حالىكه من از همنشينى با شما ناراحت و حضورتان براى من بىفايده بود . خدا خيرتان دهد ، آيا دينى نيست كه شما را گرد آورد ؟ آيا غيرتى نيست كه شما را براى جنگ با دشمن بسيج كند ؟ شگفت‌آور نيست كه معاويه انسان‌هاى جفاكار پست را مىخواند و آنها بدون انتظار كمك و بخششى از او پيروى مىكنند و من شما را براى يارى حق مىخوانم ؛ در حالىكه شما بازماندگان اسلام و يادگار مسلمانان پيشين مىباشيد ؛ با كمك و عطايا شما را دعوت مىكنم ولى از اطراف من پراكنده مىشويد و به تفرقه و اختلاف روى مىآوريد . نه از دستورات من راضى مىشويد و نه شما را به خشم مىآورد كه بر ضد من اجتماع كنيد . اكنون دوست‌داشتنىترين چيزى كه آرزو مىكنم ، مرگ است .