محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
579
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
وجود آفريدگارى براى آن حكم مىكند . اين شيوه برداشت در دانشهاى بشرى فراوان ديده مىشود . براى نمونه نيوتن با ديدن افتادن سيب به جاذبه زمين پىبرد . چشمان آفريدهها را مىبينند و خرد به آفريدگارشان پىمىبرد و قلب به او ايمان مىآورد : ( و لكن تدركه القلوب بحقائق الإيمان ) ايمان قلب ناشى از مشاهده حس و تأمل عقل است . ( قريب من الأشياء غير ملابس بعيد منها غير مباين ) او به پديدهها نزديك است ؛ زيرا همگى در دست قدرت او قرار داشته و علم و تدبيرش بر آنها چيره است . او جسم نيست تا لمس شود . ذات و صفاتش نيز از پديدهها دور است . شرح اين مطلب پيش از اين گذشت . « 1 » ( متكلّم لا برويّة ) خداوند در سخن گفتن به فكر و انديشه نياز ندارد . او سخن را در پديدهها مىآفريند تا مقصود خود را آشكار ساخته و امر و نهى خود را بيان كند . ( مريد لا بهمّة ) انسان نمىتواند خواستهاش را به مجرد خواستن محقق سازد ؛ بلكه بايد به تلاش و كوشش روى آورد و از راه اسباب به نتايج دلخواه خود دست يابد . گاه نيز ممكن موانعى در كار آمده و به خواستهاش نرسد . خداوند اينچنين نيست و او براى تحقق هرچيزى تنها كافيست كه اراده آن را بكند . بنابراين هرچه خداوند بخواهد ، رخ مىدهد و هرچه نخواهد ، هرگز رخ نمىدهد . « 2 » خلاصه آنكه هدفهاى آدمى از نوع ممكنات هستند ، ولى هدفهاى خداوند از نوع واجبات كه براى تحقق به وجود سبب و علتى غير از اراده خداوند نياز ندارد . افزون برآن ، انسان بر
--> ( 1 ) . نك : شرح خطبه 49 . ( 2 ) . الاقتصاد ، شيخ طوسى : 53 ؛ الكافى : 2 / 572 و 8 / 82 .