محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
578
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
واژهشناسى الهمّة : شدت توجه و اهتمام براى دستيابى به سود يا زدودن زيان . الجارحة : عضو بدن . اللّطيف : نامحسوس . تعنو : كرنش مىكند . تجب : مضطرب مىشود . ساختار ادبى لا تدركه : ضمير به خدا بازمىگردد . قريب : خبر براى مبتداى محذوف و در اصل چنين بوده است : « هو قريب » . صفات بعد از آن نيز خبر هستند . غير : حال است . شرح و تفسير كسى از امام عليه السّلام مىپرسد : آيا خداى خود را ديدهاى ؟ امام عليه السّلام پاسخ مىدهد : آيا خدايى را مىپرستم كه او را نديدهام ! ( لا تدركه العيون بمشاهدة العيان ) شناخت بر گونههاى چندى است . شناخت حسى بر حواس جسمانى ما مبتنى است و از ديدنىها و شنيدنىها و بوييدنىها و چشيدنىها و ملموسات به دست مىآيد . اين پديدهها از نوع مادى هستند و خداوند از ماده منزه است . بنابراين شناخت خداوند تنها از طريق حس به دست نمىآيد . شناخت عقلى نيز از راه انتقال از معلوم به مجهول حاصل مىشود و عقل در برخورد با هر پديدهاى ، لوازم پنهان آن را استنتاج مىكند . ما از راه حس ، جهان طبيعت و قوانين حاكم برآن را مىبينيم و آنگاه عقل به ضرورت