محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
573
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شرح و تفسير ( أيّها النّاس إنّ الدّنيا تغرّ المؤمّل لها و المخلد إليها ) گاهى انسان ممكن است به ثروت و مقام يا دانش و هوش خويش مغرور گشته و تصور كند كه با وجود آنها از هرچيز ديگرى بىنياز است . اين حالت از نادانى و كودنى افراد برمىخيزد ؛ چه اينكه دنيا همانند سرابى است كه تشنگان آن را آب مىپندارند و آگاهان به حقيقت آن پىبرده و به دنبالش نمىروند . ( و لا تنفس به من نافس فيها ) هرچه نسبت به دنيا حريص باشى ، باز دنيا نسبت به تو بىتفاوت خواهد بود . ( و تغلب من غلب عليها ) از دستيابى به مقام يا سودى مادى كه تعدادى در رسيدن به آن رقابت مىكنند ، شاد مشو ؛ چراكه چهبسا پس از مدتى آن را از دست بدهى و رقيبان ديروز تو را شماتت كنند . ( و أيم اللّه ما كان قوم قطّ في غضّ نعمة من عيش فزال عنهم إلّا بذنوب اجترحوها ) برخى از شارحان پنداشتهاند كه امام عليه السّلام در اينجا از هرگونه نعمتى چه فردى و چه اجتماعى سخن مىگويند و نعمتها از هر نوعى در اثر گناهان زايل مىشوند . « 1 » اين برداشت ، سبب طرح اشكالى شده است كه چگونه برخى با وجود گناهان بسيار ، روزبهروز بر پيشرفت مادى و ثروت و مقام آنان افزوده مىشود . آنگاه در پاسخ به اين اشكال گفتهاند كه فرمايش امام عليه السّلام بر بيشتر حالات صدق مىكند و شامل همه موارد نمىشود و نيز ممكن است خداوند نعمتهاى خود را بر چنين افرادى ادامه دهد ، اما از جهت ديگرى از آنان انتقام مىگيرد .
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، محمد عبده : 2 / 98 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 10 / 61 .