محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

574

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

امام عليه السّلام در اين‌جا از جامعه و نه افراد سخن مىگويد ؛ همان‌گونه كه واژه « قوم » به اين مطلب اشاره دارد . هم‌چنين منظور امام عليه السّلام از نعمت ، زندگى كريمانه است و منظور از گناهان ، تفرقه و پراكندگى . بنابراين معناى بند گذشته چنين است : هر گروه و ملتى كه خداوند به آنان نعمت وجود دولتى شايسته را بدهد كه از كرامت آنان حمايت مىكند و امنيت استقرار را برايشان پديد مىآورد و با اين حال به درگيرى و دشمنى روى مىآورند ، چنين ملتى به‌طور طبيعى نعمت خويش را از كف داده و طعمه‌اى براى متجاوزان خواهند شد . اين برداشت با حوادث جهان واقع سازگار است و نيز آيات چندى آن را تاييد مىكند : « باهم نزاع نكنيد كه سست شويد و مهابت شما از بين برود . » « 1 » امام عليه السّلام در جاى ديگرى به يارانش مىگويد : « به خدا سوگند هيچ ملتى در خانه خود مورد يورش قرار نگرفت ، مگر آن‌كه خوار و ذليل گشت . . . « 2 » آنها در باطل خود متحد و شما در حق خود پراكنده هستيد . » « 3 » ( و لو أنّ النّاس حين تنزل بهم النّقم ) مؤمنان به هنگام برخورد با لحظات دشوار و هراس‌انگيز به خدا پناه برده و از او كمك و يارى مىخواهند . خداوند نيز به آنان توجه كرده و دعايشان را مستجاب مىكند : « هرگاه بندگان من از تو درباره من بپرسند [ بگو ] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مىكنم . پس [ آنان ] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من

--> ( 1 ) . وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ انفال / 8 : 46 . ( 2 ) . « فو اللّه ما غزي قوم قطّ في عقر دارهم إلّا ذلّوا . . . » نهج البلاغه : خطبه 27 . ( 3 ) . « . . . باجتماعهم على باطلهم و تفرّقكم عن حقّكم » نهج البلاغه : خطبه 25 .