محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
569
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
دخلة : باطن و نهان افراد . المعتام : برگزيدهشده . العقائل : زنان محترم . أشراط : نشانهها . الغربيب : سياه پررنگ . در اينجا منظور گمراهى و كوردلى است . ساختار ادبى غير معدول : حال براى « اللّه » است . أشراط : نائب فاعل « موضّحة » است . غربيب : نائب فاعل « المجلوّ به » است . شرح و تفسير ( لا يشغله شأن ) قدرت و علم خداوند همانند رحمتش ، همهچيز را پوشش مىدهد ؛ چه اينكه نسبت همه اشياء به او يكسان است و دور و نزديك و خرد و كلان براى او تفاوتى نمىكند . بنابراين نمىتوان گفت كه او به كارى يا زمينهاى بيشتر از ديگرى مشغول است : « پروردگارا رحمت و دانش [ تو بر ] هرچيز احاطه دارد . » « 1 » ( و لا يغيّره زمان ) او واجب الوجود است و قبل و بعد درباره او معنا ندارد . ( و لا يحويه مكان ) او جسم نيست تا مكان داشته باشد . ( و لا يصفه لسان ) هيچكس از ذات خداوند آگاهى ندارد تا بتواند او را توصيف كند . ذات خداوند به هيچچيز ديگرى شبيه نيست و در هيچ يك از ماهيت و صفات با ديگرى مشاركت ندارد . خداوند تنها از راه
--> ( 1 ) . رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً غافر / 40 : 7 .